لباس احرام

لباس احرام
 امام رضا (عليه السّلام ) مى فرمايد: فلسفه و دليل پوشيدن لباس احرام ، ايجاد حالت خشوع و آمادگى براى دخول در حرم ، دور شدن از زرق و برق دنيا و زينتها و لذتهاى آن ، صبر و پايدارى در برابر محرّمات و امثال آن است و شايد به خاطر همين احترام خاص حرم است كه به غسل و مسواك و كوتاه كردن مو و ناخن سفارش شده است .

O
در حديث مى خوانيم : خداوند به لبّيك گويان خطاب مى كند:
همانگونه كه شما چيزهايى را بر خود حرام كرديد، من هم آتش دوزخ را بر شما حرام مى كنم .

O
در روايات براى تكرار جمله ((لبّيك )) پاداشهاى زيادى كه از جمله آن بخشودگى گناه است ، بيان شده و در گفتن لبّيك ، بلند كردن صدا براى مردان مورد سفارش روايات است .
اسلام براى مكه و اطراف آن (حرم ) حساب جداگانه اى باز كرده است به حدّى كه اگر مجرمى به مكه پناهنده شود، نبايد دستگير شود. لكن مى توان از جهت غذا و امثال آن او را در فشار قرار داد تا از حرم خارج شود و سپس او را دستگير و مورد تنبيه قرار داد.
در نهج البلاغه مى خوانيم :

انجام حج در منطقه اى خشك و در ميان كوههاى داغ و طواف كردن به گرد سنگهاى كعبه وسيله اى براى قرب به خداوند و تكبر زدايى از انسان و احساس ذلت است . تا انسان بدينوسيله به رحمت خداوند برسد و با طواف خود شبيه فرشتگان شود و اگر خدا مى خواست ، محل حج را در منطقه اى پر آب و درخت و داراى سنگهايى از ياقوت قرار مى داد ولى در آن صورت مردم آزمايش نمى شدند.

مقام امام علی علیه السلام در قرآن

کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست                که تر کنی سر انگشت و صفحه بشماری

« و علي الاعراف رجال يعرفون کلا بسيماهم » [۱]

 «‌ در اعراف مرداني هستند که هر يک را از سيمايشان مي شناسند. »


ــ  ابن حجر از ثعالبي نقل مي کند که او در تفسير اين آيه از ابن عباس روايت کرده است که :

اعراف جايگاه بلندي از صراط است که عباس و حمزه و علي بن ابي طالب(علیه السلام ) و جعفر طيار بر بلنداي آنند

و دوستانشان را با سيماي نوراني و دشمنانشان را به سيماي ظلماني مي شناسند. [۲]


______________________________

[۱] . سوره اعراف، آيه 46.
[۲]. ابن حجر، الصواعق المحرقه، ص 101.

« الذين آمنوا و عملوا الصالحات طوبي لهم و حسن مآب » [۱]

«‌ کساني که ايمان آوردند و کارهاي شايسته کردند، شادکام و نيک فرجام هستند.»


ــ  از امام کاظم(علیه السلام ) در اين باره چنين نقل شده است:

از رسول خدا (صلی الله علیه و اله و سلم) پرسيدند: طوبي چيست؟

فرمود: درختي است که اصل آن در خانه من و شاخه هاي آن بر سر اهل بهشت است.

بار دوم پرسيدند؛ فرمود: اين درخت، در خانه علي(علیه السلام ) است.

گفتند: چگونه؟

فرمود: خانه بهشتي من و علي در يک جا است.

______________________________

[۱]. سوره رعد، آيه 29.

 

فأما من ثقلت موازينه فهو في عيشه راضيه  [۱]

« آنکه کفّه عملش سنگين باشد، زندگي پسنديده اي خواهد داشت . »


ــ   ابن عباس در اين باره مي گويد:

نخستين کسي که در ترازوي قيامت، حسناتش بر سيئاتش فزوني مي گيرد، علي بن ابي طالب(علیه السلام ) است.

در ميزان او چيزي جز حسنات نباشد و کفه سيئات بدون سيئه مي ماند؛ زيرا او يک لحظه خدا را نافرماني نکرده است ... . [۲]
______________________________

[۱]. سوره قارعه، آيه 6 - 7.
[۲]. حاکم حسکاني، شواهدالتنزيل، ج 2، ص 367.

احادیث منتخب امام هادی علیه السلام

1- قالَ الإمامُ أبوالحسن علىّ النقی الهادی (علیه السلام) : 

مَنِ اتَّقىَ اللهَ یُتَّقى، وَمَنْ أطاعَ اللّهَ یُطاعُ، وَ مَنْ أطاعَ الْخالِقَ لَمْ یُبالِ سَخَطَ الْمَخْلُوقینَ، وَمَنْ أسْخَطَ الْخالِقَ فَقَمِنٌ أنْ یَحِلَّ بِهِ سَخَطُ الْمَخْلُوقینَ.([۱])

حضرت امام هادی (علیه السلام) فرمود: كسى كه تقوى الهى را رعایت نماید و مطیع احكام و مقرّرات الهى باشد، دیگران مطیع او مى شوند و هر شخصى كه اطاعت از خالق نماید، باكى از دشمنى و عداوت انسان ها نخواهد داشت; و چنانچه خداى متعال را با معصیت و نافرمانى خود به غضب درآورد، پس سزاوار است كه مورد خشم و دشمنى انسان ها قرار گیرد.

قالَ(علیه السلام): النّاسُ فِی الدُّنْیا بِالاْمْوالِ وَ فِى الاْخِرَةِ بِالاْعْمالِ.([۲])

فرمود: مردم در دنیا به وسیله ثروت و تجمّلات شهرت مى یابند ولى در آخرت به وسیله اعمال محاسبه و پاداش داده خواهند شد.

عَنْ یَعْقُوبِ بْنِ السِّكیتْ، قالَ: سَألْتُ أبَاالْحَسَنِ الْهادی(علیه السلام): ما بالُ الْقُرْآنِ لا یَزْدادُ عَلَى النَّشْرِ وَالدَّرْسِ إلاّ غَضاضَة؟

قالَ (علیه السلام): إنَّ اللّهَ تَعالى لَمْ یَجْعَلْهُ لِزَمان دُونَ زَمان، وَلالِناس دُونَ ناس، فَهُوَ فى كُلِّ زَمان جَدیدٌ وَ عِنْدَ كُلِّ قَوْم غَضٌّ إلى یَوْمِ الْقِیامَةِ.([۳])

یكى از اصحاب حضرت به نام ابن سِكیّت گوید: از امام هادى(علیه السلام)سؤال كردم: چرا قرآن با مرور زمان و زیاد خواندن و تكرار، كهنه و مندرس نمى شود; بلكه همیشه حالتى تازه و جدید در آن وجود دارد؟

امام (علیه السلام) فرمود: چون كه خداوند متعال قرآن را براى زمان خاصّى و یا طایفه اى مخصوص قرار نداده است; بلكه براى تمام دوران ها و تمامى اقشار مردم فرستاده است، به همین جهت همیشه حالت جدید و تازه اى دارد و براى جوامع بشرى تا روز قیامت قابل عمل و اجراء مى باشد.

قالَ(علیه السلام): اِنّ لِلّهِ بِقاعاً یُحِبُّ أنْ یُدْعى فیها فَیَسْتَجیبُ لِمَنْ دَعاهُ، وَالْحیرُ مِنْها.([۴])

فرمود: براى خداوند بقعه ها و مكان هائى است كه دوست دارد در آن ها خدا خوانده شود تا آن كه دعاها را مستجاب گرداند كه یكى از بُقْعه ها حائر و حرم امام حسین(علیه السلام)خواهد بود.

قالَ(علیه السلام): إنَّ لِشیعَتِنا بِوِلایَتِنا لَعِصْمَةٌ، لَوْ سَلَكُوا بِها فى لُجَّةِ الْبِحارِ الْغامِرَةِ.([۵])

فرمود: همانا ولایت ما اهل بیت براى شیعیان و دوستانمان پناهگاه أمنى مى باشد كه چنانچه در همه امور به آن تمسّك جویند، بر تمام مشكلات (مادّى و معنوى) فایق آیند.

قالَ (علیه السلام): اِنّ اللّهَ جَعَلَ الدّنیا دارَ بَلْوى وَالاْخِرَةَ دارَ عُقْبى، وَ جَعَلَ بَلْوى الدّنیا لِثوابِ الاْخِرَةِ سَبَباً وَ ثَوابَ الاْخِرَةِ مِنْ بَلْوَى الدّنیا عِوَضاً.([۶])

فرمود: همانا خداوند، دنیا را جایگاه بلاها و امتحانات و مشكلات قرار داد; و آخرت را جایگاه نتیجه گیرى زحمات، پس بلاها و زحمات و سختى هاى دنیا را وسیله رسیدن به مقامات آخرت قرار داد و اجر و پاداش زحمات دنیا را در آخرت عطا مى فرماید.


[۱] - بحارالأنوار: ج 68، ص 182، ح 41، أعیان الشّیعة: ج 2، ص 39.

[۲] - أعیان الشّیعة: ج 2، ص 39، بحارالأنوار: ج 17.

[۳] - أمالى شیخ طوسى: ج 2، ص 580، ح 8.

[۴] - تحف: ص 357، بحارالأنوار: ج 98، ص 130، ح 34.

[۵]- بحارالأنوار: ج 50، ص 215، ح 1، س 18، به نقل از أمالى شیخ طوسى.

[۶] - تحف العقول: ص 358.

عيد سعيد غدير خم

  نماد کاربر          

عید غدیر خم بر عموم مسلمین جهان مبارک باد.

عيد سعيد غدير خم

واقعه غدير حادثه اى تاريخى نيست كه در كنار ديگر وقايع بدان نگريسته شود. غدير تنها نام يك سرزمين نيست. يك تفكر است، نشانه و رمزى است كه از تداوم خط نبوّت حكايت مى كند. غدير نقطه تلاقى كاروان رسالت با طلايه داران امامت است.

 

آرى غدير يك سرزمين نيست، چشمه اى است كه تا پايان هستى مى جوشد،

 

 كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى است بى كرانه و خورشيدى است عالمتاب.

 

و غدير، روز حماسه جاويد، روز ولايت، روز امامت، روز وصايت، روز اخوت، روز

 

 رشادت و شجاعت و شهامت و حفاظت و رضايت و صراحت ‏شناخته شد. روز

 

 نعمت، روز شكرگزارى، روز پيام رسانى، روز تبريك و تهنيت، روز سرور و شادى و

 

 هديه فرستادن، روز عهد و پيمان و تجديد ميثاق، روز تكميل دين و بيان حق، روز

 

 راندن شيطان، روز معرفى راه و رهبر، روز آزمون، روز يأس دشمن و اميدوارى

 

 دوست و خلاصه روز اسلام و قرآن و عترت، روزى كه پيروان واقعى مكتب

 

 حيات‏بخش اسلام آن را گرامى مى دارند و به همديگر تبريك مى ‏گويند.

 

مفهوم عيد

               

مفهوم عيد

هيجدهم ذي الحجه روز غدير خم را مسلمين خصوصاً شيعيان عيد شمرده اند. لغويون عيد را از مشتقات ماده "ع و د" به معناي بازگشت مي دانند و در  نوروز بازگشت حيات را به پيكر سرد گرامي مي دارند، حياتي كه در هجوم خزان به سردي مي گرايد و در بيداد سرماي زمستان تا مرز نيستي پيش مي رود تا آنجا كه  گويي هرگز نبوده است. 

در مقام تطبيق اين نكته با موازين مكتبي و مذهبي بايد گفت عيد آدمي بزرگداشت بازگشت حيات معنوي انسان است. در چنين باوري نوروز انسان روزي است كه وي به خويشتن باز گردد و گمشده اش را دريابد. مثلاً در ماه مبارك رمضان آدمي بعد از سي روز جهاد و مجاهده با نفس سركش تمام ناخالصي هاي وجودش را ذوب مي كند تا عبوديت ناب در آن تجلي كند و آنگاه عيد فطر است. پس عيد اسلامي بازگشت حيات است و تعيين آن بر عهده شرع اقدس. غدير بنا بر اين تفسير هر دو شرط را دارد يعني هم بازگشت به خويشتن است و هم از طرف شرع مشخص شده است. غدير بازگشت حيات دوباره اسلام است، علاوه اينكه عيد غدير تشريع هم شده است.

در زير به نمونه هايي از رواياتي كه غدير را عيد شمرده اند اشاره مي شود  :

فرات بن ابراهيم كوفي از امام صادق عليه السلام نقل مي كند كه ايشان به نقل از پيامبر اكرم فرمودند :يوم غدير خم افضل اعياد امتي ؛روز غدير بزرگترين عيد امت من است .حسن بن راشد مي گويد از امام صادق عليه السلام پرسيدم: غير از عيد فطر و قربان براي مسلمانان عيد ديگري هم هست؟ فرمودند: بلي و اين عيد از آن دو عيد ديگر با فضيلت تر است .گفتم كدام روز است ؟فرمود: روز هيجدهم ماه ذي حجه عيد غدير خم .عرض كردم: قربانت شوم در آن روز چه اعمالي انجام دهيم؟ فرمودند: روزه بگيريد بر محمد و آلش صلوات بفرستيد ...... يقين بدانيد انبيا عليهم السلام روزي كه وصي خود را نصب مي كردند امر مي كردند كه آن روز  را جشن بگيرند.

 وقتي به سيره ائمه و پيامبر اكرم مراجعه مي شود در مي يابيم كه پيامبر و  امير مؤمنان و ساير ائمه با روز غدير به عنوان يك عيد برخورد كرده و  مسلمانان را به تبريك و تهنيت گفتن به هم دعوت کرده اند. امام حسنعليه السلام روز عيد غدير در كوفه مهماني بزرگي برپا مي داشتند.

 امام علي با فرزندان و گروهي از پيروانش بعد از نماز براي شركت در مجلس  به منزل امام حسن عليه السلام مي رفتند .و پس از اتمام مهماني امام حسن عليه السلام هدايايي به مردم اعطا مي فرمود .لذا اين حركت امام حسن عليه السلام موجب شد مردم به روز عيد غدير عادت كنند.

 

اخلاق حسنه

اخلاق حسنه


يكي از كمونيستهاي متعصب كه در رژيم طاغوت به حبس ابد محكوم شده بود، مي‌گفت: «من از بين شما اهل علم تنها به يك نفر ارادت فوق‌العاده دارم و او آقاي دستغيب شيرازي است.» پرسيدم: «چگونه با ايشان آشنا شدي؟» گفت: «در زندان خوابيده بودم. نيمه‌هاي شب، سيد پير و لاغر اندامي‌ را وارد كردند. من تا ديدم يك معمم آمده است ،سرم را زير لحاف كرده دوباره خوابيدم. نزديك طلوع آفتاب حس كردم دستي مرا نوازش مي‌كند. چشم گشودم. سيد سلام كرد و گفت :« آقاي عزيز ممكن است نمازتان قضا شود.» من با پرخاش و تندي گفتم : «من كمونيست هستم و نماز نمي‌خوانم.» آن بزرگوار فرمود: «پس خيلي ببخشيد كه بد خوابتان كردم!» صبح وقتي بيدار شدم او مجدداً عذرخواهي كرد چنانكه من از برخورد تند ديشب پشيمان شدم. آنگاه چون سيد مسن بودند، پيشنهاد كردم روي سكوي مخصوص استراحت بروند، اما او نپذيرفت و گفت: «شما خيلي پيش از من زنداني شده‌ايد و زحمت بيشتري متحمل گشته‌ايد حق شماست كه آنجا بمانيد.» بدين ترتيب در مدتي كه باهم در يك سلول زنداني بوديم، من ارادت خاصي به ايشان پيدا كردم.

منبع:كتاب يادواره شهيد آيت الله دستغيب

راوي:سيد مهدي امام جماراني

پيام حضرت آيت الله خامنه اي در شهادت آيت الله شهيد دستغيب (ره)

 در رابطه با شهادت آيت الله دستغيب از سوي آقاي خامنه اي رئيس جمهور پيامي به اين شرح خطاب به مردم استان فارس فرستاده شد:

   يا أيّتها النفس المطمئنّة

ارجعي الي ربّك راضية مرضية

           فادخلي في عبادي و ادخلي جنّتي           

مردم دلير و مقاوم فارس، برادران و خواهران انقلابي شجاع، آيت الله حاج سيد عبدالحسين دستغيب اين روحاني مبارز و پرهيزكار به دست جنايتكاران و دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب شهيد شد و شما بيش از هر كس مي دانيد كه او شخصيت مغتنم و ارزشمند براي عالم اسلام بود. آنان كه از سوابق زندگاني اين شهيد بزرگوار آگاهند مي دانند كه او از نخستين كساني بود كه پرچم تبليغ انقلاب اسلامي را در سخت ترين شرايط در استان فارس برافراشت و بر معابر و مجامع نام امام امت را بر زبان جاري ساخت، با دستگاه ظلم و جور به مبارزه برخاست. اين چهره پارسا و پرهيزكار در بهترين بخش از عمر پربركتش بي اعتنا به زخارف دنيوي همت و نيروي خود را در راه استقرار حاكميت الله صرف كرد و به ياد خدا دلخوش بود كه «الا بذكر الله تطمئن القلوب». چهره معظّم و دوست داشتني اين مرد خدا محبوبترين چهره در ميان مردم فارس و مورد احترام عميق مردم در سراسر ايران بود. روح بي كينه و صفاي باطن و لحن روحاني او گرمي بخش دل مردم بود  و مردمي كه او را صميمانه دوست داشتند به شخصيت والاي اين روحاني مبارز و متقي احترام  مي گذاشتند. هفتاد سال زندگي همراه با طهارت و تقوا و سالها صرف عمر در راه اسلام و انقلاب از اين مرد بزرگوار چهره اي ساخته بود مورد علاقه و احترام مردم.

چنين مردي از سلاله پاك پيامبر و از خدمتگزاران صادق و فداكار اسلام و از ياران باوفا و مهربان امام و امت امروز در شيراز همراه تني چند از ياران و شاگردان خويش در راه اسلام و قرآن به شرف شهادت نائل آمد.

شهادت اين عالم رباني و سيد بزرگوار سند ديگري است بر پليدي و ناپاكي روح و ماهيت رسواياني كه بقاي خود را در فناي مردان خدا مي جويند، اما هرچه بيشتر در اين راه گام بر مي دارند رسواتر مي شوند و صفوف مردم را در جهت حفظ دست آوردهاي انقلاب و ادامه راه شهيدان مستحكمتر مي كنند. خفاشاني كه چشم ديدن پيروزيهاي امت شهيدپرور ايران را ندارند زهر حقد و كينه خود را با كشتن چهره هاي محبوب و مردمي به كام انقلابيون مي ريزند تا كام دشمنان خلق خدا را شيرين كنند امّا جز خسران دنيا و آخرت نصيبي نخواهند برد.

اطمينان دارم كه شهادت اين مرد خدا  همچون زندگي پرافتخارش براي اسلام و انقلاب اسلامي ايران خير و بركت به همراه خواهد داشت؛ چرا كه همه ما را در ادامه راهي كه برگزيده ايم مصمّم تر مي كند. تا راه اسلام در پيش روي ماست دشمن حقيرتر از آن است كه بتواند ما را از اين سير الهي منحرف سازد.

شهادت اين مرد ميدان تقوا و مبارزه را به مردم شهيدپرور ايران خصوصا" به اهالي غيور فارس و فرزندان و بازماندگان و شاگردان آن شهيد تسليت و تبريك مي گويم. سلام بر همه شهيدان اسلام!

سيد علي خامنه اي

رئيس جمهور ايران

بخشي از وصيتنامه كتبي آيت الله شهيد حاج سيد عبدالحسين دستغيب(قدس سره)

مرغ باغ ملكوتم نیم از عالم خاک

چند روزي قفسی ساخته اند از بدنم

«وصيت مي كنم فرزندان خود را به تقوي، و سعي در اينكه واجبي از آنها فوت نشود، و مرتكب حرامي نشوند و در هر حال خدا را حاضر بدانند، دنيا را محل عبور و آخرت را محل قرار بدانند و اين ضعيف را از دعا فراموش ننمايند...

سلام بر ابراهيم، سلام بر محمد و سلام بر همه بندگان صالح خداوند

              

عيد قربان كه پس از وقوف در عرفات (مرحله شناخت) و مشعر (محل آگاهي و شعور) و منا (سرزمين آرزوها، رسيدن به عشق) فرا مى رسد، عيد رهايى از تعلقات است. رهايى از هر آنچه غيرخدايى است. در اين روز حج گزار، اسماعيل وجودش را، يعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنيوى پيدا كرده قربانى مى كند تا سبكبال شود.


عيد قربان، جشن رهيدگي از اسارت نفس و شكوفايي ايمان و يقين بر همه ابراهيميان مبارك باد

 

امام حسين (عليه السلام) مظهر عزت خدا

              

در شرح اين جمله دعا «يَا مَنْ خَصَّ نَفْسَهُ بِالشُّمُوخِ وَ الرِّفْعَةِ فَأَوْلِيَاؤُهُ بِعِزِّهِ يَتَعَزَّزُونَ وَ يَا مَنْ وَضَعَتْ لَهُ الْمُلُوكُ نِيرَ الْمَذَلَّةِ عَلَى أَعْنَاقِهِمْ فَهُمْ مِنْ سَطَوَاتِهِ خَائِفُونَ» با تشريح عزّت خدا، رسول خدا و مؤمنان، در جمع ميان عزت خدا و عزت غيرخدا سه راه حل ارائه شده است:

1 ـ خداى سبحان اولاً و اصالتاً عزيز است و ديگران ثانياً و تبعاً از عزت برخوردارند.

بنابراين، احتمال عزت خدا اصلى و به خود او انتساب دارد، اما عزت رسول خدا و مؤمنان برگرفته از انتساب و ارتباط آنان با خداست.

2 ـ خداى سبحان اولاً و بالذات عزيز است ولى ديگران ثانياً و بالعرض از عزّت برخوردارند.

در اين دو قسم، اسنادِ عزّت به غيرخدا، اسناد الى ما هو له است، ليكن به جهت تبعيت و عرضى.

3 ـ خداوند حقيقتاً عزيز است و ديگران مجازاً عزيزند.

سپس در مقام قضاوت فرموده اند:

«مقتضاى بينش توحيدى آن است كه هر كمالى ويژه ذات اقدس الهى است، از اين رر عزت نيز مختص اوست و ديگران اصلاً عزتى ندارند، پس اگر بخواهند از عزّت يا ساير كمالات بهره مند شوند، در سايه خلافت الهى و آيت حق بودن، شدنى است.»

در اين قسم اصطلاحاً، اسناد عزّت به غير خدا اسناد الى غير ما هو له است.

سپس افزوده اند:

«جمله امام حسين(عليه السلام)  به يكى از سه راهِ پيش گفته تفسير مى شود، هر كه ولىّ خداست به يكى از راه هاى سه گانه، از عزّت برخوردار است و امام حسين(عليه السلام)  از نوادر اولياى الهى و مظهر عزّت خداست و ديگران نيز بر اثر ارتباط با او و ديگر معصومان(عليهم السلام) ـ اين ارتباط به صورت پيروى از خدا ظهور مى كند ـ به عزّت مى رسند.

اما اگر سركشى و گناه كنند، نه تنها عزّت اصلى و ذاتى و حقيقى ندارند، بلكه از عزّت تبعى و عرضى و مجازى نيز بى بهره اند. از اين رو، در مقابل سرفرازى مجازى انبيا و اولياى الهى، جبابره و سلاطين ستم پيشه هيچ عزّتى، حتى عزّت مجازى ندارند. سربلندى ادعايى آن ها درونى و غلط و پندارى و برگرفته از گناه است. و بر اثر طغيان و عصيان، خودشان را عزيز مى پندارند...

از اين رو، امام حسين(عليه السلام) عرضه مى دارد: تنها اولياى خدا بر اثر پيوند با او عزيز مى شوند، اما سلاطين و عزيزان خيالى كه چنين ارتباطى با خداوند ندارند، يوغ ذلّت بر گردن خويش نهاده اند.»

ادب ورود به حرم الهى

 چون هر مهمانى آداب و شرايطى دارد كه مهمان بايد آنرا بياموزد، و طهارت درونى و آمادگى روحى شرط اصلى ورود به ميهمانى خداست. از اين رو به هر زائر بيت الله دستور داده اند كه براى انجام مناسك حج و ميهمان شدن خدا، نخست از حرم بيرون آيد و در صحراى عرفات با زمزمه دعاهاى روح انگيز و مناجات هاى معرفت آميز روح خود را صفا بخشد تا پاكيزه شود و لياقت ورود به حرم را پيدا كند.

آنگاه در صحراى مشعر از هر گونه علقه اى و علاقه اى بريده، به ياد خدا باشد { ... فَاذْكُرُوا اللهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ...}(2) سپس در سرزمين منا، نماد ابليس را با انگيزه رجم شيطان درون سنگ باران كند و پس از راندن وى، تمام اميال و خواسته هى درونى را سر ببرد و سرانجام با تراشيدن موى سر، تمام جمال و زيبايى را زير پاى محبوب قربانى كند و آنگاه آهنگ خانه خدا و پرداختن به مناسك حج را پيدا كند.

دعاى امام در سرزمين عرفه را نيز بر همين اساس بايد ارزيابى كرد:

«همه تضرع و ناله هاى امام حسين(عليه السلام) در بيرون حرم براى آن است كه شايستگى ورود به حرم و ضيافت الهى به چنگ آيد».

پى نوشت ها :

1 . انعام : 45

2 . بقره : 198

اللهم صل علی محمد بن علی عبدک و خلیفتک فی ارضک باقر علم النبیین

سالروز شهادت ابو جعفر محمد بن علي(علیه السلام) امام پنجم از ائمه اثني‏عشر (علیهم السلام)  را محضر مبارک حضرت ولیعصر ارواحنا له الفداء که در کنار مزار بی‏زائر آن امام معصوم به سوگ نشسته‏اند، تسلیت می‏گوییم.

منتظران مژده باد

چه خوش باشد كه بعد از انتظارى

به امیدى رسد امیدوارى

سخن از خصوصیات انقلاب جهانى آن یار سفر كرده، زمانى شیرین‏تر مى‏شود كه امامان معصوم علیهم‏السلام ویژگی‌ها و نشانه‏هاى عصر ظهور حضرت قائم آل محمد صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله را برایمان توصیف كنند و بذر امید و آرزوى استقرار دولت كریمه امام زمان علیه‏السلام را در دل‌هاى به انتظار نشسته‏مان شكوفا گردانند تا رایحه دل‏انگیز دوران ظهور در روح و جسم انسان‌هاىِ خسته از ظلم و ناعدالتى و فتنه و فساد، حیاتى تازه ببخشد.

منتظران مژده باد

امام باقر علیه‏السلام در گفتارى امیدآفرین و نشاط ‏بخش به منتظران حقیقى آن حضرت مژده مى‏دهد كه «یَأْتِى عَلَى النّاسِ زَمانٌ یَغِیبُ عَنْهُمْ اِمامُهُمْ فَیاطُوبى لِلثّابِتِینَ عَلى اَمْرِنا فِى ذلِكَ الزَّمانِ اِنَّ اَدْنى ما یَكُونُ لَهُمْ مِنَ الثّوابِ اَنْ یُنادِیَهُمُ الْبارِى‏ءُ عَزَّ وَ جَلَّ عِبادِى آمَنْتُمْ بِسِرّى وَ صَدَّقْتُمْ بِغَیْبى فَأَبْشِرُوا بِحُسْنِ الثَّوابِ مِنّى(1) ؛ بر مردم زمانى مى‏آید كه امامشان از منظر آنان غایب مى‏شود. خوشا به حال آنان ‏كه در آن زمان در امر [ولایت] ما اهل‌بیت ثابت‏قدم و استوار بمانند! كمترین پاداشى كه به آنان مى‏رسد، این است كه خداى متعال خطابشان مى‏كند و مى‏فرماید: بندگان من! شما به حجت پنهان من ایمان آوردید و غیب مرا تصدیق كردید. پس بر شما مژده باد كه بهترین پاداش من در انتظارتان است.»

امام باقر علیه السلام فرمود: مطمئنا بدان! اگر من آن روزگاران را درك كنم، جانم را براى فداكارى در ركاب حضرت صاحب الامر علیه‏السلام تقدیم مى‏دارم.

آن ‏گاه امام باقر علیه‏السلام ادامه داد: «خداوند متعال به خاطر ارج‏گذارى به چنین منتظران راستینى به آنان مى‏فرماید: شما مردان و زنان، بندگان حقیقى من هستید. رفتار نیك و شایسته‏تان را مى‏پذیرم و از كردار ناپسندتان عفو مى‏كنم و به خاطر شما سایر گنهكاران را مى‏آمرزم و بندگانم را به خاطر شما با باران رحمت خود سیراب و از آنان بلا را دفع مى‏كنم. اى عزیزترین بندگان من! اگر شما نبودید، عذاب دردناك خود را به مردم نافرمان نازل مى‏كردم.»(2)

1.كمال الدین، ج 1، ص 330.

2.همان.

منبع سایت تبیان به نقل از:                                                                       
مجله ‏مبلغان، شماره 74 ، كریم حیدرى نهند

ماهنامه موعود جوان، شماره 21، .

احادیث منتخب از حضرت جواد علیه السلام

 قالَ علیه السلام : مَنْ زارَ قَبْرَ عَمَّتى بِقُمْ، فَلَهُ الْجَنَّتهُ.
فرمود: هرکس قبر عمّه ام حضرت معصومه سلام اللّه علیها را با علاقه و معرفت در قم زیارت کند، أ هل بهشت خواهد بود.

قالَ علیه السلام : مَنِ اسْتَغْنى بِاللّهِ إ فْتَقَرَالنّاسُ إ لَیْهِ، وَمَنِ اتَّقَى اللّهَ اءحَبَّهُ النّاسُ وَ إ نْ کَرِهُوا.
فرمود: هر که خود را به وسیله خداوند بى نیاز بداند مردم محتاج او خواهند شد و هر که تقواى الهى را پیشه خود کند خواه ناخواه ، مورد محبّت مردم قرار مى گیرد گرچه مردم خودشان اهل تقوا نباشند.

قالَ علیه السلام : مَنِ اسْتَحْسَنَ قَبیحا کانَ شَریکا فیهِ.
فرمود: هر که کار زشتى را تحسین و تاءیید کند، در عقاب آن شریک مى باشد.

قالَ علیه السلام : مُلاقاةُ الاْ خوانِ نَشْرَةٌ، وَ تَلْقیحٌ لِلْعَقْلِ وَ إ نْ کانَ نَزْرا قَلیلا.
فرمود: ملاقات و دیدار با دوستان و برادران - خوب - ، موجب صفاى دل و نورانیّت آن مى گردد و سبب شکوفائى عقل و درایت خواهد گشت ، گرچه در مدّت زمانى کوتاه انجام پذیرد

۱ـ نياز مومن به سه چيز
المومن يحتاج الى توفيق مـن الله, و واعظ مـن نفسه, وقبـول ممـن ينصحه.
مومن نياز دارد به توفيقى از جانب خدا, و به پندگـويى از سوى خـودش , و به پذيرش از كسى كه او را نصيحت كند.

۲ـ قطع نعمت , نتيجه ناسپاسى
لاينقطع المزيـد مـن الله حتـى ينقطع الشكـر مـن العباد.
افزونى نعمت از جانب خدا بريده نشود تاآن هنگام كه شكر گزارى ازسوى بندگان بريده شود.

۳ـ تاخير در توبه
تاخير التـوبه اغترار و طول التسويف حيره, والاعتذار على الله هلكه والاصرار علـى الذنب امـن لمكـر الله (( فلا يـامـن مـكـر الله الا القـوم الخـاســرون)) (سوره اعراف آيه 99)
به تاخير انداختن توبه نوعى خود فريبى است,و وعده دروغ دادن نوعى سرگردانى است و عذر تراشى در برابر خدا نابـودى است, و پا فشارى بر گناه آسودگى از مكر خـداست. (( از مكـر خـدا آسـوده نبـاشيـد جز مـردمـان زيـانكـــار.))

بیانات رياست محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام حضرت آيت‌الله هاشمي رفسنجاني

                               

 ـ با حضور نيروهاي بسيج دشمن نمي‌تواند انقلاب را مخدوش كند.

ـ بسيج، بستري مناسب براي حضور در عرصه كاراجتماعي و خدمت به دين و خلق خداست.

ـ بسيج، واژه مقدسي است كه مجاهدات و شهادت طلبي رزمندگان در جبهه‌ها را نزد مردم تداعي مي‌كند.

ـ بسيج خاري در چشم دشمنان و اميدي در دل دوستان و دلسوزان انقلاب است.

ـ بسيج حق بزرگي بر تاريخ ايران و انقلاب اسلامي دارد.

بیانات مقام معظم رهبری حضرت آيت الله العظمي خامنه‌اي (مدظله العالي)

                                                   

 ـ‌ بسيج به معني حضور و آمادگي در همان نقطه‌اي است كه اسلام و قرآن و امام زمان (ارواحناه و فداه) و اين انقلاب مقدس به آن نيازمند است.

ـ پيوند ميان بسيجيان عزيز و حضرت ولي عصر (ارواحناه و فداه) مهدي موعود عزيز يك پيوند ناگسستني و هميشگي است.

ـ شما جوانان بسيجي و سپاهي و جوانان مؤمن آگاهي را با احساس مسئوليت و شور و شعور همراه كرديد.

ـ نيروهاي نظامي و بسيجي ما مؤمن و با اخلاصند و به عنوان پشتوانه‌اي كه هيچ خدشه‌اي در آن راه ندارد, محسوب مي‌شوند.

ـ انكار بسيج, انكار بزرگترين ضرورت و مصلحت براي كشور است.

ـ اگر بسيج در دوران پس از جنگ نبود و اگر امروز هم نباشد, كميت اين انقلاب و اين نظام واهمة حركتهاي سازندة اين كشور لنگ است.

ـ انكار بسيج و بي‌احترامي به آن يا نابخردانه است يا خائنانه است.

ـ تا وقتي كه اين كشور و اين ملت به امنيت احتياج دارد, به نيروهاي بسيج, به انگيزة بسيح به سازماندهي بسيجي و به عشق و ايمان بسيجي احتياج است.

ـ فرزندان بسيحي‌ام با حضور خود در هر صحنه‌اي كه لازم است دشمنان زبون را مرعوب و منكوب سازند.

ـ بسيج, يعني نيروي كارآمد كشور براي همة ميدانها

ـ همه جا چيزي شبيه بسيج هست, تنها به اين درخشندگي, به اين فراگيري, به اين زيبايي, به اين فداكاري, من در جايي سراغ ندارم.

ـ اين فداكاري, من در جايي سراغ ندارم.

ـ نيروي عظيم بسيج مردمي است, اين بسيج در همة قشرها هست.

ـ بسيج, اختصاص به يك منطقة جغرافيايي ويك منطقة انساني و طبقاتي و قشري ندارد, همه جا هست.

ـ ايمان عاشقانه, ايمان عميق, ايمان توأم با عواطف كه از خصوصيات ملت ايران است باعث درخشان شدن بسيج شد.

ـ دانشجوي بسيجي دشمن كمين گرفته  را از ياد نمي‌برد و غافلانه خو و دانشگاه و كشورش را به دست تطاول دشمن نمي‌سپرد.

ـ بسياري از پيشرفتهاي كشور مرهون تفكر بسيجي است.

ـ هريك از آحاد قشرهاي مختلف جامعه كه داراي روحية حساس مسئوليت و ايمان باشد, بسيجي است.

ـ بسياري از پيشرفتها و موفقيتهاي نظام اسلامي در عرصه‌هاي مختلف مرهون تفكر و ميل بسيجي است.

ـ بسيجي يعني علي كه تمام وجودش وقف اسلام بود.

25 ذي القعدة « روز دحوالارض »

 
                                    
 
بيست و پنجم ماه ذي القعده روز دحوالارض است. دحوالارض را چنين معرفي مي کنند "روزي كه زمين از زير کعبه كشيده و گسترانيده شد.
گر چه اين مطلب يعني کشيده شدن و گسترانده شدن زمين در وحله اول عجيب به نظر ميرسد اما تعريف واضح تر اين موضوع اين است که گفته شود :
پس از آنکه تمام سطح کره زمين به مدت طولاني در زير آب فرو رفته و خداوند خواست تا آن را از زير آب بيرون آورد که صحنه زندگي موجودات مهيا گردد ، اولين نقطه اي که از زير آب سر بيرون آورد همان مکان مقدس کعبه و بيت الحرام بود . اين واقعه نشان دهنده اهميت اين نقطه و مرکزيت آن براي همه عالميان است .
در واقع دحوالارض روز شروع حيات بخشي خداوند به جهان خاکي است كه توجه به آن در روايات و تعيين اعمال خاص همچون روزه ، عبادت ، دعا و غسل واهتمام به آن از سوي معصومين (علیهم السلام) نشانگر عنايت حضرت حق به اين روز با برکت است .
تعبير به اينکه "در روز دحو الارض رحمت خدا منتشر گرديده و از براى عبادت و اجتماع به ذكر خدا در اين روز، اجر بسيار است" و امثال آن ، مومنين را بر انجام مستحبات مخصوص اين روز ترغيب مي نمايد . درباره روزه اين روز آمده است :
روزه اين روز همانند روزه هفتاد سال است .
روزه اين روز کفاره گناهان هفتاد سال است .

براي روزه دار اين روز هرکه و هرچه در ميان آسمان و زمين است استغفار مي کند و ...
از ديگر اعمال اين روز شريف دو رکعت نماز است که در آن حمد و پنج مرتبه سوره "والشمس" خوانده مي شود و پس از نماز نيز دعايي است که در مفاتيح آمده است . و همچنين دعاي "اللهم داحي الکعبه ..." از دعاهاي مخصوص اين روز است .
روايت است که « امام رضا » عليه السلام فرموده اند: درشب بيست و پنجم ماه ذى القعده حضرت ابراهيم (علیه السلام ) و حضرت عيسى(علیه السلام )متولد شده اند. و نيز در اين روز رسول خدا صلى الله عليه و آله ، به قصد حجة الوداع از مدينه به همراه يكصد و چهار هزار يا يكصد و بيست و چهار هزار نفر از راه شجره به مکه عزيمت نمودند که حضرت فاطمه (علیه السلام ) و تمامى زوجات آن حضرت نيز ايشان را همراهي مي کردند .
و نيز در روايتي است که در اين روز قائم (عجل الله تعالي فرجه الشريف) قيام خواهد نمود .