اخلاق حسنه
|
|
يكي از كمونيستهاي متعصب كه در رژيم طاغوت به حبس ابد محكوم شده بود، ميگفت: «من از بين شما اهل علم تنها به يك نفر ارادت فوقالعاده دارم و او آقاي دستغيب شيرازي است.» پرسيدم: «چگونه با ايشان آشنا شدي؟» گفت: «در زندان خوابيده بودم. نيمههاي شب، سيد پير و لاغر اندامي را وارد كردند. من تا ديدم يك معمم آمده است ،سرم را زير لحاف كرده دوباره خوابيدم. نزديك طلوع آفتاب حس كردم دستي مرا نوازش ميكند. چشم گشودم. سيد سلام كرد و گفت :« آقاي عزيز ممكن است نمازتان قضا شود.» من با پرخاش و تندي گفتم : «من كمونيست هستم و نماز نميخوانم.» آن بزرگوار فرمود: «پس خيلي ببخشيد كه بد خوابتان كردم!» صبح وقتي بيدار شدم او مجدداً عذرخواهي كرد چنانكه من از برخورد تند ديشب پشيمان شدم. آنگاه چون سيد مسن بودند، پيشنهاد كردم روي سكوي مخصوص استراحت بروند، اما او نپذيرفت و گفت: «شما خيلي پيش از من زنداني شدهايد و زحمت بيشتري متحمل گشتهايد حق شماست كه آنجا بمانيد.» بدين ترتيب در مدتي كه باهم در يك سلول زنداني بوديم، من ارادت خاصي به ايشان پيدا كردم.
منبع:كتاب يادواره شهيد آيت الله دستغيب راوي:سيد مهدي امام جماراني |