يا زهرا آيا من از شيعيان شما هستم!؟

يا زهرا آيا من از شيعيان شما هستم!؟

يا زهرا آيا من از شيعيان شما هستم!؟ مردى زنش را به خدمت حضرت فاطمه عليهاالسلام فرستاده و اين پرسش را سؤال نمود: «آيا من از شيعيان شما هستم يا نه؟»
حضرت جواب داد: «اگر تو به دستورات و گفته‏هاى ما عمل مى‏كنى و از آنچه تو را ممنوع كرده‏ايم ترك مى‏نمايى، شيعه ما هستى وگرنه، نه.(1)
زن چون اين پيام را به شوهرش رسانيد، او شروع به گريه و ناله كرد و گفت: چه كسى از اين همه گناهان دورى مى‏كند؟ من كه چنين نيستم. بنابراين هميشه در آتش جهنم خواهم بود زيرا كسى كه شيعه اهل‏بيت نباشد طعمه ابدى آتش قهر خدا خواهد بود. (2)

زن، چون مرد خود را بسيار پريشان ديد، دوباره به خدمت فاطمه عليهاالسلام برگشته و واكنش شوهرش را در برابر جواب آن حضرت، به اطلاع بى‏بى رسانيد. فاطمه عليهاالسلام دوباره پيغام داد: به او بگو چنين فكر نكن، شيعيان ما از بهترين افراد اهل بهشت خواهند بود و دوستان ما نيز كه به مقام شيعه بودن نمى‏رسند، هميشه در آتش دوزخ نخواهند بود. گناهان آنان در اثر گرفتارى به بلاها و بيماريها در دنيا محو مى‏شود. بقاياى گناهانشان نيز در عرصه‏ى محشر- در اثر ترس و وحشت از آن صحنه- كم مى‏گردد و سپس در طبقات بالاى آتش جهنم نيز با عذاب محدود الهى پاك مى‏شوند، آنگاه با محبت و شفاعت ما نجات پيدا مى‏كنند. (3)

قابل توجه است كه فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام پناه و مرجع فكرى و مذهبى مسلمانان بود، حتى مسلمانان مرد نيز، كه نسبت به اهل‏بيت نزديك بودند، همچون زنان مسلمان به محضر فاطمه عليهاالسلام شتافته و از حوزه‏ى علمى آن يادگار رسول خدا كسب فيض مى‏كردند و از اين طريق احاديث و رواياتى را از آن بزرگوار به ديگران انتقال مى‏دادند، كه سلمان، ابوذر، مقداد و... از اين گروه بودند، و ما برخى سخنان سلمان را، در بحثهاى گذشته، از آن حضرت نقل نموديم.

علاوه بر اينها، سخنان دُرربار آن حضرت در جمع مهاجرين و انصار در مسجد رسول خدا و خطابه‏هاى آتشين وى در كنار زنان مدينه كه به عيادتش شتافته بودند و همچنين احتياجات ارزشمند و دشمن‏شكن آن شفيعه‏ى روز جزا، همه و همه، نشان آموزش و پرورش آن حضرت به حساب مى‏آيد، كه باعث بيدارى و هدايت مؤمنين و خوار و زبونى منافقين و غاصبين خلافت مى‏گرديد.

پی نوشت ها

1ـ ان كنت تعمل بما امرناك و تنهى عمّا زجرناك عنه فانت من شيعتنا و الا فلا. »
2ـ يا ويلى و من ينفك من الذنوب والخطايا، فانا اذا خالد فى النار، فانّ من ليس من شيعتهم فهو مخلد فى النّار.
3ـ بحارالانوار، ج 68، ص 155.



 

آیت‌الله العظمی بهجت به ملکوت اعلی پیوست

آیت‌الله العظمی بهجت به ملکوت اعلی پیوستآیت‌الله العظمی بهجت به ملکوت اعلی پیوست

 مرجع تقلیدشیعیان حضرت آیت‌الله العظمی محمدتقی بهجت فومنی دارفانی را وداع گفت.

انا لله و انا الیه راجعون

رحلت جانگداز عالم ربانی، فقیه سالک، مظهر عرفان و وارستگی، مرجع بزرگ شیعیان، حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ محمدتقی بهجت (ره) را به محضر حضرت ولی عصر (عج)،مقام معظم رهبری ، ملت شریف ایران، مراجع بزرگوار تقلید، حوزه های علمیه، مقلدان و علاقمندان به ایشان و عموم مومنین تسلیت عرض می نماییم.

 
زندگینامه آیت‌الله العظمی بهجت

ولادت

  آیت الله العظمی محمد بهجت فومنی در اواخر سال 1334 ه.ق. در خانواده ای دیندار و تقوا پیشه، در شهر مذهبی فومن واقع دراستان گیلان، چشم به جهان گشود. هنوز 16 ماه از عمرش نگذشته بود که مادرش را از دست داد و از اوان کودکی طعم تلخ یتیمی را چشید.

درباره نام آیت الله بهجت خاطره ای شیرین از یکی از نزدیکان آقا نقل شده است که ذکر آن در اینجا جالب می‌نماید، و آن اینکه:

پدر آیت الله بهجت در سن 16-17 سالگی بر اثر بیماری وبا در بستر بیماری می افتد و حالش بد می شود به گونه ای که امید زنده ماندن او از بین می رود وی می گفت: در آن حال ناگهان صدایی شنیدم که گفت: « با ایشان کاری نداشته باشید، زیرا ایشان پدر محمد تقی است. »

تا اینکه با آن حالت خوابش می برد و مادرش که در بالین او نشسته بود گمان می کند وی از دنیا رفته، اما بعد از مدتی پدر آقای بهجت از خواب بیدار می شود و حالش رو به بهبودی می رود و بالاخره کاملاً شفا می یابد. چند سال پس از این ماجرا تصمیم به ازدواج می گیرد و سخنی را که در حال بیماری به او گفته شده بود کاملاً از یاد می برد. بعد از ازدواج نام اولین فرزند خود را به نام پدرش مهدی می گذارد، فرزند دومی دختر بوده، وقتی فرزند سومین را خدا به او می دهد، اسمش را « محمد حسین» می گذارد، و هنگامی که خداوند چهارمین فرزند را به او عنایت می کند به یاد آن سخن که در دوران بیماری اش شنیده بود می افتد، و وی را « محمد تقی » نام می نهد، ولی وی در کودکی در حوض آب می افتد و از دنیا می رود، تا اینکه سرانجام پنجمین فرزند را دوباره « محمد تقی » نام می گذارد، و بدینسان نام آیت الله بهجت مشخص می گردد.

کربلایی محمود بهجت، پدر آیت الله بهجت از مردان مورد اعتماد شهر فومن بود و در ضمن اشتغال به کسب و کار، به رتق و فتق امور مردم می پرداخت و اسناد مهم و قباله ها به گواهی ایشان می رسید. وی اهل ادب و از ذوق سرشاری برخوردار بوده و مشتاقانه در مراثی اهل بیت علیهم السلام به ویژه حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام شعر می سرود، مرثیه های جانگدازی که اکنون پس از نیم قرن هنوز زبانزد مداحان آن سامان است.

باری آیت الله بهجت در کودکی تحت تربیت پدری چنین که دلسوخته اهل بیت علیهم السلام به ویژه سید الشهداء علیه السلام بود، و نیز با شرکت در مجالس حسینی و بهره مندی از انوار آن بار آمد. از همان کودکی از بازیهای کودکانه پرهیز می کرد و آثار نبوغ و انوار ایمان در چهره اش نمایان بود، و عشق فوق العاده به کسب علم و دانش در رفتارش جلوه گر...

ادامه نوشته

آيت الله بهجت در نگاه ديگر علما و مراجع

علامه طباطبايي (ره) :
« ايشان (آيت الله بهجت) عبد صالح است. »

آيت الله بهاء الديني (ره) :
« الآن ثروتمند ترين مرد جهان ( از جهت معنوي ) آقاي بهجت است. »

آيت الله فکور (ره) :
آيت الله محمد حسن احمدي مي گويد: آيت الله فکور خيلي نسبت به آقاي بهجت عنايت داشتند و مي فرمودند:
« آقاي بهجت از جمله افرادي هستند که مخصوصاً در صراط معنويت فوق العاده هستند. »

آيت الله حاج سيد عبدالکريم کشميري(ره) :
از محضر ايشان سؤال شد: اکنون چه کسي را به عنوان استاد کامل معرفي مي کنيد؟
فرمودند:« آقاي بهجت، آقاي بهجت. »

آيت الله سيد احمد فهري
از ايشان نيز پرسيده شد: اکنون چه کسي را به عنوان استاد کامل معرفي مي کنيد؟
فرمودند:« آقاي بهجت، آقاي بهجت. »

آيت الله شيخ عباس قوچاني (ره)
آقاي مصباح مي گويد:
« از جمله کساني که درباره حضرت آقاي بهجت اعتقاد به کمالات فوق العاده داشت آقا شيخ عباس قوچاني، جانشين مرحوم آقاي قاضي در مسائل اخلاقي و عرفاني بودند که در نجف متوطن بود ( و فرزندش نماينده ولي فقيه در ستاد مشترک است.)
ايشان مي فرمود: وقتي که آقاي بهجت خيلي جوان بودند و هنوز سنشان به بيست نرسيده بود ( تعبيرشان اين بود که هنوز محاسنشان درست در نيامده بود ) به مقاماتي رسيده بودند که ما به واسطه ارتباط نزديک و رفاقت صميمانه اي که داشتيم اطلاع پيدا کرديم، و ايشان از من عهد شرعي گرفتند تا زنده هستم آنها را جايي نقل نکنم. و به نظرم همين موت اختياري را مطرح مي کردند. »
کسي که در آن سن به اين مقامات رسيده باشد بايد حدس زد که در سن هشتاد سالگي و بعد از يک عمر طولاني سيروسلوک و استقامت در راه بندگي خدا و انجام وظايف، به چه پايه اي از قرب خدا رسيده باشد. وهمين باعث مي شود که هر مؤمن پاک سرشتي که ايشان را مي بيند مجذوب شود، مخصوصاً آن حالات عبادي ايشان را، و اگر کسي مؤفق بشود در نمازهاي ايشان شرکت کند، مايه برکات بسيار زيادي است.

آيت الله مشکيني
« ايشان (آيت الله العظمي بهجت) از جهت علمي هم در فقه و هم در اصول، در يک مرتبه خيلي بالايي در ميان فقهاي شيعه قرار دارند، و از جهت تقوا و کمالات و عظمت روحي در مرحله اي بالاتر از آن مي باشند، و استاداني که ايشان از آنها استفاده کرده اند نيز در مقام خيلي بالايي قرار دارند که ما بايد مانند ستاره ها به آنها بنگريم؛ لذا سزاوار است که در اطراف وجود ايشان کتابها نوشته شود. »

آيت الله علامه محمد تقي جعفري(ره)
« اينکه در روايات آمده است که « هر کس عالمي را در چهل روز زيارت نکند، مات قلبه ( قلبش مي ميرد) و همچنين « زيارة العلماء أحبّ إلي الله تعالي من سبعين طوافاً حول البيت: زيارت علماء در نزد خدا محبوبتر از هفتاد بار طواف نمودن در گرد خانه {خدا} مي باشد. » مصداق بارز «علما» آيت الله بهجت هستند. صرف ديدن و ملاقات کردن ايشان خود سر تا پا موعظه است. من هر وقت ايشان را مي بينم تا چند روز اثر اين ملاقات در من باقي است، و در واقع هشدار دهنده براي ما مي باشد. »

آيت الله بُدلا
« وضع مقامات آقاي بهجت از همان زماني که درس آيت الله بروجردي مي رفتيم روشن بود، و معلوم بود که ايشان لياقت چنين مقاماتي را دارند. »

آيت الله مصباح
« آيت الله بهجت جامع دقتهاي مرحوم آقا ميرزا محمد تقي شيرازي از طريق شاگردان بر جسته شان آقا شيخ محمد کاظم، و همينطور نوآوريهاي مرحوم آقاي نائيني و مرحوم آقا شيخ محمد حسين اصفهاني، و تربيتهاي معنوي مرحوم آقاي قاضي مي باشند.
اين استادان يک شخصيت جامع الاطرافي به وجود آورده اند که نعمت بسيار بزرگي در عصر ما به حساب مي آيد، و جا دارد که از لحظه لحظه عمر ايشان استفاده برده شود. البته کساني که لياقتش را داشته و قدر شناس باشند.
همينطور خداي متعال به ايشان ويژگيهاي شخصي و استعدادهاي ذاتي عطا فرموده که جنبه کسبي ندارد و خدادادي است، با اين وصف ايشان مقامات معنوي خود را کتمان مي کنند و کساني که اطلاعي داشته باشند اجازه گفتن ندارند. »

و نيز آقاي مصباح مي فرمايد:
« آيت الله بهجت هم در مسائل علمي فوق العاده دقيق هستند و بدان اهتمام دارند و واقعاً درس را يک وظيفه واجب جدّي مي دانند و تحقيق در مسائل فقهي را بسيار اهميت مي دهند، و هم در مسائل عبادتي و معنوي اهتمام کافي دارند و آنها را يک بال ديگري براي پرواز انسان تلقي مي کنند که هيچ کدام بدون ديگري کارساز نيست. »

آيت الله طاهري شمس
« آيت الله العظمي بهجت به يک افقي رسيده که وقتي به احکام و دستورات اسلام نگاه مي کنند، فتوايي را مي دهند که مورد رضا و توجه خدا هست و خلاف در آن نيست. »

آيت الله شيخ جواد کربلايي
« در اين چند سال که در تهران و قم هستم از بعضي اشخاص درباره آيت الله العظمي بهجت مطالبي شنيدم که حاکي از اين است که ايشان واجد الطاف خاصه الهي هستند، « هنيئاً له ثم هنيئاً له: گوارايش باد، و گوارايش باد! » بنده زبان حالم به ايشان اين است:
هر چند بردي آبم، رو از درت نتابم
جور از حبيب خوشتر، کز مدعي رعايت
اي آفتاب خوبان! مي سوزد اندرونم
يک ساعتم بگنجان در سايه عنايت

و نيز عرضه مي دارم:
اگر شراب خوري، جرعه اي فشان بر خاک
به مذهب همه، کفرطريقت است امساک »

استاد خسرو شاهي
« شناختن آيت الله العظمي بهجت و کمالات ايشان جز به تهذيب نفس و توسعه وجودي ممکن نيست، و هر کسي با توجه به سعه وجودي خودش مي تواند درک کند، بنابراين براي شناخت کمالات ايشان بايد تهذيب نفس کرد و وجود خود را توسعه داد تا از کمالات آقا بهره بيشتري برد. »

استاد هادوي
« آيت الله بهجت تجلي يک عمر سيروسلوک و جهاد و تلاش در راه خدا و براي رسيدن به حقيقت است. و به عبارت کوتاهتر: ايشان تنديس يک عمر مجاهدت مي باشند. »

آيت الله مسعودي خميني
« امثال آقاي بهجت هميشه در هر دوران کم بوده اند، بايد از ايشان استفاده کرد. و بخصوص از نظر اخلاقي و معنوي سطح بالايي دارد، همه و بويژه جوانان و کساني که دنبال اخلاقيات مي باشند خدمت ايشان بروند و درس اخلاق بگيرند، حتي چهره اخلاقي و معنوي آقا خيلي کارساز است. »

حجة السلام والمسلمين فقهي
« اگر شجره طيبه انسانيت غير از چهارده معصوم ميوه سالم داده باشد که حتما" داده است يکي از آن ميوه هاي سالم وجود مقدس آيت الله العظمي بهجت است. »

يکي از فضلاي نجف
« ايشان [آيت الله بهجت] در جواني دانشمند، مجتهد مسلم و مورد وثوق و اعتماد خواص بود. تا حدي که در سفر به کربلاي معلّي، آقايان علما بالاتفاق به ايشان اقتدا مي کردند. »

مؤلف کتاب گنجينه دانشمندان
« آيت الله اقاي حاج شيخ محمد تقي بهجت غروي فومني از آيات و مدرسين بزرگ و دانشمندان به نام حوزه علميه قم و از مفاخر گيلان و شهرستان فومن مي باشند، و حقا" عالمي برجسته و دانشمندي شايسته و مهذّب و بارع و متقي و پارسا و معرض از تظاهرات و اجتماعات و دائم الذکر و مورد توجه افاضل مدرسين و دانشمندان حوزه علميه قم مي باشند. »

آيت الله محمد حسين احمدي فقيه يزدي
« روز قيامت که روز احتجاج است براي ما يقيني است که آيت الله العظمي بهجت جزء حجتهاي الهي هستند، و اگر ما واقعاً نتوانيم از محضرشان درست استفاده کنيم و درست تربيت بشويم محکوم مي شويم و نمي توانيم جواب صحيح الهي را بدهيم. »

حجة الاسلام والمسلمين امجد
« ايشان از مفاخر عصر ما هستند، کساني که کم و بيش با ايشان آشنايي دارند مي دانند که در يک اوج بالايي از علم و معنويت قرار دارند... بنده معتقدم آقاي بهجت در علم و معنويت نظير ندارد. به تعبير ديگر: ايشان فرشته روي زمين هستند، بايد از برکات وجود ايشان استفاده کرد. »

فاطمه علیهاالسلام، راز آفرینش زن (1)

 
  
  
فاطمه علیهاالسلام، راز آفرینش زن

منشور ملكوتى فاطمه علیهاالسلام را از ابعاد مختلف باید نگریست. معدود زنانى نامهاى خود را بر گذرگاه تاریخ حك كرده‏اند، اما اینان زنانى بوده‏اند كه یك شاخه از نهال وجودشان را به بارورى و تجلى نشسته‏اند.

نام آسیه را دستهاى شهامتش حك كرده است و نام مریم را چشمهاى قداستش و حتى نام خدیجه را قلب رافتش. اما شخصیت فاطمه علیهاالسلام، منشورى چند بُعدى است كه با افق دیدهاى مختلف شایسته بذل توجه است.

فاطمه و خدا

به تحقیق مى‏توان گفت كه یكى از زیباترین، ملكوتى‏ترین، مقدس‏ترین و در عین حال دست ‏نیافتنى‏ترین و ناشناخته‏ترین رابطه‏ها، رابطه فاطمه با خداست.

بناى آسمان و زمین و روشنایى ماه و خورشید و گردش افلاك و وسعت دریاها به اعتبار او و خاندان اوست.

«و عزتى و جلالى انى ما خلقت ‏سماء مبنیه ولا ارضا مدحیه ولا قمرا منیرا ولا شمسا مضیئه ولا فلكا یدور ولا بحرا یجرى ولا فلكا یسرى الا لاجلكم و محبتكم‏.»

وجود او بزرگترین و كافى‏ترین فلسفه آفرینش زن است همچنان كه وجود خاندان او بهانه خلق آفرینش.

براى او همین افتخار بس كه خداوند به پالایشش همت گماشته است و پاكى را در وجودش به ودیعت نهاده است.

انما یریدالله لیذهب عنكم‏الرجس اهل‏البیت و یطهركم تطهیرا.

او مظهر عطوفت‏ خداوند و سمبل رافت و مهر الهى است.

مگر نه این كه در محشر مفتاح جنت در دستان مبارك فاطمه است و اذن دخول بهشت، رضایت و محبت اوست؟ "

فاطمه و محمد صلى ‏الله علیه ‏و آله

فاطمه افتخار محمد و نمونه اعلا و بارز دانشگاه محمد است.

محمد «انى بعثت لاتمم مكارم الاخلاق‏» را به دلگرمى فاطمه فریاد مى‏كشد.

فاطمه پاره جگر محمد، بضعه محمد است. فاطمه كسى است كه رضایت محمد صلى‏الله علیه ‏و آله، در گروى رضایت اوست.

فاطمه برگ برنده محمد در مقابله با جاهلیت و سبعیت و كفر است.

فاطمه تنها كسى است كه پیامبر پس از هر جهاد طاقت ‏فرسا به دیدار او مى‏رود و خستگى را در عمق چشمان مهربان او گم مى‏كند.

فاطمه همان كسى است كه پیامبرش، برترین زن در آفرینش نام نهاده و به لقب عارفانه «ام ابیها» مفتخرش ساخته است.

 فاطمه و على علیه ‏السلام

فاطمه كسى است كه با نه سال زیستن همگام با على، در گام‏ گام على و لحظه ‏لحظه على، تنفس على و سرنوشت على تاثیرى جاودانه و ملموس گذارد.

فاطمه كسى است كه تبسم را بر لبان على نقش مى‏بندد.

فاطمه كسى است كه خستگى مجادله نابرابر على را با حرامیان از سرانگشتان قلبش بیرون مى‏كشد.

فاطمه كسى است كه چهارچوبه خانه كوچك و صمیمى على را بر دفتر تاریخ با خطوط ابدى ترسیم مى‏كند.

فاطمه التیام ‏بخش جگر دندان ‏خورده على علیه‏السلام است.

فاطمه كسى است كه صبر را در جان على مى‏ریزد و میوه حلم از چشمان او مى‏چیند.

فاطمه عصاره مظلومیت على است.

فاطمه كسى است كه پاهاى على را در مقابل یتیم به لرزه مى‏افكند.

فاطمه اشك على است، قلب على است. در انتخاب مادر از میان دو زن، مهر فاطمه است كه در قلب على قضاوت مى‏كند.

فاطمه الهام ‏بخش وحدت در خانواده پراكنده اسلام است.

 سید مهدى شجاعى

فاطمه علیهاالسلام، راز آفرینش زن(2)

فاطمه و حسن (علیه السلام)

 حسن بُعد دیگر منشور فاطمه است. حسن شیر صبر از جان مادر نوش كرده است.

حسن بلوغ بردبارى فاطمه است. پاره‏هاى سرخ جگر فاطمه است كه بر طشت مى‏ریزد.

حسن در تداوم سكوت على و مظلومیت فاطمه است كه صبر مى‏كند. حسن از مادر آموخته است كه جز به مصلحت اسلام نیندیشد.

حسن از مادر آموخته است كه چگونه تخم انقلاب بنشاند.

حسن «استعد لسفرك‏» را از دستهاى مادر به ارمغان گرفته است.

حسن خروش در مقابل پسران طلقا را طنین از فریاد مادر گرفته است.

حسن از مادر آموخته است كه حتى در دعا و استغفار هم «الجار ثم‏الدار» را در نظر داشته باشد.

 حسن به استدلال «امامتنا امانا من الفرقه‏» فاطمه است كه امام است و براى «نظاما للمله‏» است كه طاعت مى‏طلبد.

 فاطمه به عنوان تمامیت ‏حسین (علیه السلام)

فاطمه بنیانگذار قیام حسین است. اوج طنین خروش حسین است، حسین در منا از حنجره مادر، فاطمه فریاد مى‏كشد.

فاطمه آمیزه شكوهمند مظلومیت و فریاد حسین است.

فاطمه انگیزه غرورآمیز صبر حسین است، فاطمه حضور خدا در عاشوراست.

فاطمه ظهور جلوه حق در كربلاست.

فاطمه یقظه حسین است، جذبه حسین است.

 فاطمه رغبت ‏حسین براى لقاى معشوق است. در كربلا فاطمه است كه نوه‏ها را داماد مى‏كند. فاطمه است كه قلب دشمن را با دوست پیوند مى‏دهد.

فاطمه حلاوت شهادت است. حسین والى فاطمه است در كربلا و منادى اوست در عاشورا .

شیر فاطمه است كه در وجود حسین مى‏خروشد و خون فاطمه است كه از حنجره حسین مى‏جوشد.

فاطمه قدرت گامهاى حسین است. جوهر فریاد حسین است. حسین، على‏اكبر را به یادواره فاطمه به میدان مى‏فرستد. در شهادت برادر، فاطمه است كه در قامت ‏حسین مى‏شكند. حسین تبلور فاطمه در عاشوراست. انى لا ارى الموت ... یادگار فاطمه است ‏بر قلب حسین. حسین فاطمه محض است و فاطمه، حسین محض و حسین بى ‏فاطمه ...

فاطمه و زینب (سلام الله علیها)

زینب، فاطمه كربلاست و تجلى فاطمه در زینب عاشوراست.

در كربلا زینب رسول فاطمه است.

خلیفه تام فاطمه است. پیام فاطمه را مى‏خواند. حضور فاطمه را فریاد مى‏كشد.با هر جنازه‏اى كه بر دست مى‏گیرد قطره‏اى از جام صبر فاطمه را مزمزه مى‏كند.در بارگاه یزید زینب به تداعى خطبه مادر در مقابل دشمنان پدر خطبه مى‏خواند.در كربلا زینب محبت مادر را در جان برادر مى‏ریزد. زینب یادگار مادر را پاس مى‏دارد.

در شام، فاطمه است كه بر ترحم، زهرخند مى‏زند و صدقه را خشم مى‏كند و بر پاى دشمنان  برادر، زنجیر لعن مى‏افكند. و همچنان كه جسارت را بر على تحمل كرده بود بر فرزندان خویش به جان مى‏خرد. چشمان زینب در زیر دستهاى محجوب فاطمه به خواب رفته است. زینب با بوسه محبت فاطمه چشم از خواب گشوده است.

سید مهدى شجاعى

السلام عليک يا سيدة نساء العالمين من الأولين و الآخرين

سخنان برگزیده از حضرت زهرا (سلام الله علیها) :

در خدمت مادر باش  زیرا بهشت در زیر پای مادران است .

آن گاه در که روز قیامت برانگیخته شوم ، گناهکاران امت پیامبر اسلام را شفاعت خواهم کرد.

اگر به آنچه تو را به آن فرمان می دهیم عمل کنی واز آنچه بر حذر می داریم دوری کنی ، از شیعیان مایی والا هرگز.

از دنیای شما محبت سه چیز در دل من نهاده شد ؛ تلاوت قرآن ، نگاه به چهره پیامبر خدا وانفاق در راه خدا .

خوش رویی در هنگام روبه رو شدن با مؤمن ، بهشت را بر فرد خوش رو واجب می کند .

 

يا فاطمة الزهرا يا بنت محمد يا قرة عين الرسول يا سيدتنا و مولاتنا انا توجهنا و استشفعنا بك الى الله و قدمناك بين يدى حاجاتنا .يا وجيهة عندالله اشفعى لنا عندالله .

بانويی آسمانی

 السلام عليک يا فاطمة الزهراء

السلام عليک يا سيدة نساء العالمين من الأولين و الآخرين

السلام عليک ايتها الصديقة الشهيدة

بالاترين مرتبه کمال انسانيت ، مقام عصمت است که رضا و غضب انسان در همه امور، بر مدار رضا و غضب خدا باشد . اگر عصمت کبري به آن است که انسان کامل به جائي برسد که در همه امور ، به رضاي خدا راضي شود و به غضب خدا ، غضب کند ؛ فاطمه زهرا کسي است که خداوند متعال به رضاي او راضي مي شود و به غضب او ، غضب مي کند و اين مقامي است که منشأ حيرت انسانهاي کامل است . . .

اوست که در مکاشفات يوحنا ، علامتي است عظيم که در آسمان ظاهر شده ؛ زني که آفتاب را در بر دارد و ماه  زير پايش ، و بر سر تاجي از 12 ستاره دارد . (1)

اوست که همسر و مادر دوازده رئيس از اولاد اسماعيل است که خداوند در سِفر تکوين تورات ، به حضرت ابراهيم خبر داد . (2)

او در سوره " دخان " ، تـأويـل " شب مبارکه " اي اسـت که در آن " هر امر استواري فيصله مي يابد ". (3)

او در زمانه ، يگانه زني است که خداوند متعال ، دعاي او را در روز مباهله ، هم طراز دعاي پيامبر اکرم و اميرالمؤمنين قرار داده است .

اوست که در شب معراج رسول خدا ديد که بر در بهشت نوشته شده است : " فاطمة خيرة الله " (4)

در شخصيت او همين بس که اول شخص وارد شونده بر بساط قرب الهي ، اوست ؛ چرا که رسول خدا فرمود : " فاطمه نخستين کسي است که به بهشت وارد ميشود . " (5)  

او يگانه گوهري است که خداوند به بعثت پيغمبر خاتم بر مؤمنين منت نهاد ( سوره آل عمران آيه 64 ) و به وجود آن گوهر ، بر آن سرور منت نهاد و فرمود : " ما به تو کوثر داديم ، پس بر پروردگارت درود فرست و قرباني کن ، " (6)

آيا پس از رحلت رسول خدا ، چه شد که چنين کسي با دلي پر درد ، گفت : " بر من مصيبت هائي فرود آمد که هرگاه بر روزهاي روشن فرود مي آمد ، چونان شب ، تيره و تار مي شدند " (7) ، و هنگامي که به خاک سپرده شد ، از بدن رنجور او ، شبحي باقي مانده بود . " مانند شبحي گشته بود " (8) و اميرالمؤمنين در اين مصيبت ، آنچنان از پاي درآمد که به رسول خدا گفت : "اما اندوه من ( در فقدان فاطمه ) هميشگي است و از اين پس هر شب من ، تا به سحر به بيداري خواهد گذشت " (9)

  فرازي از بيانات آيت الله العظمي وحيد خراساني ( با اندکي تصرف )

 

1) مکاشفات يوحناي رسول ، باب 12

2) باب 17 در سِـفـر تکوين تورات

3)   انا انزلناه في ليـلـة مبارکة انا کنا منـذرين  فيها يفـرق کل امر حکـيم " ، ( سوره مبارکه دخان ، آيه 3 و 4 )

4) " فاطمه ، برگزيده خداست " ، ( تاريخ بغداد ، جلد 1 ،  صفحه 274 )

5) " اول شخص يدخل الجنة ، فاطمه " ، ( ميزان الإعـتدال ، جلد 2 ، صفحه 131 )

6) " انا اعطيناک الکوثر   فصل لربک وانحر" ، سوره مبارکه کوثر ، آيات 1 و 2

7)  " صبت علي مصائب لو انها ثبت علي الايام صرن لياليا " ، ( بحارالأنوار جلد 79 صفحه 106)

8)  " و صارت کالخـيال " ، ( دعائم الإسلام ، جلد 1 ، صفحه 232 )

9)  " امّا حزني فـسرمد و امّا ليلي فـمـسهّـد "  ، ( نهج الـبلاغه ، خطبه شماره 202 )

السلام عليكِ يا زينب كبری

السلام عليكِ يا زينب كبري، السلام عليكِ يا بنت رسول الله، السلام عليكِ يا بنت اميرالمومنين (سلام الله)

ای فروغ تابنده کوثر! ای پرستار شهادت! تو بانوی فصاحتی و اعجاز. نطق آتشین تو قلب سنگی کوفیان را ذوب کرد، اشک از چشمان آنها به راه انداخت و به سینه های کویری شان گسیل داشت. تو فرزند کوثری! تو جرعه ناب کوثری! نامت همیشه درس آموز عزت و یادت هماره الهام بخش شرف و مردانگی باد.

 

ولادت حضرت زینب (سلام الله علیها) و روز پرستار مبارک باد

                

۵ جمادی الاول، سالروز میلاد مظهر علم و تقوا،دست پرورده آغوش امام علی مرتضی (علیه السلام) و تربیت یافته دامان فاطمه زهرا (علیها السلام)، حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) خجسته باد.

حضرت زینب كبرى علیها السلام در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرى قمرى در شهر مدینه منوّره متولّد گردیده و جهان را به قدوم خویش مزین فرمودند.

نام مبارك آن بزرگوار زینب، و كنیه گرامیشان ام الحسن و ام كلثوم و القاب آن حضرت عبارتند از: صدّیقة الصغرى، عصمة الصغرى، ولیة اللّه العظمى، ناموس الكبرى، شریكة الحسین علیهالسّلام و عالمه غیر معلّمه، فاضله، كامله و ... پدر بزرگوار آن حضرت، اوّلین پیشواى شیعیان حضرت امیرالمؤمنین على بن ابیطالب (علیه السلام)، و مادر گرامى آن بزرگوار، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) می باشد.

در آن زمان که صدیقه کبری(سلام الله علیها) به این گوهر دریای عصمت و طهارت باردار بود، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در مدینه حضور نداشتند و به سفری رهسپار بودند. هنگامی که وجود مقدس زینب کبری (سلام الله علیها) متولد گشت، صدیقه طاهره (سلام الله علیها) به امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود که چون پدرم در سفر است و در مدینه حضور ندارد، شما این دختر را نام بگذارید. آن حضرت فرمود: من بر پدر شما سبقت نمی گیرم، صبر نما که به این زودی رسول خدا باز خواهد گشت و هر نامی که صلاح داند بر این کودک می نهد.

هنگامی که  سه روز گذشت، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مراجعت نمود و و همانگونه که رسم و سیره رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) بود، نخست، به منزل حضرت زهرا (سلام الله علیها)وارد گشتند.

امام علی (علیه السلام) خدمت آن حضرت عرض کرد: یا رسول الله! خداوند متعال دختری به دخترت عطا فرموده است، نامش را معین فرمایید. فرمود: اگر چه فرزندان فاطمه اولاد من می باشند، لکن امر ایشان با پروردگار عالم است و من منتظر وحی میباشم. در این حال جبرییل نازل شد عرض کرد: یا رسول الله! حق تو را سلام می رساند و می فرماید: نام این مولود را " زینب " بگذار، چرا که  این را در لوح محفوظ نوشته ایم.

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) قنداقه آن مولود گرامی را طلبید و به سینه چسبانید، ببوسید و نامش را زینب نهاد و فرمود:  به حاضرین و غایبین امت، وصیت می نمایم  که حرمت این دختر را پاس بدارند. همانا که او به خدیجه کبری (علیها سلام) شبیه است.

 هوش و ذكاوت:

صاحب كتاب اساور من ذهب درباره حافظه و ذكاوت آن بانوى بزرگوار چنین می نویسد:

در اهمیت هوش و ذكاوت آن بانوى بزرگوار همین بس كه خطبه طولانى و بلندى را كه حضرت صدیقه كبرى فاطمه زهرا صلوات اللّه و سلامه علیها در دفاع از حق امیرالمؤمنین (علیه السلام) و غصب فدك در حضور اصحاب پیغمبر اكرم(صلی الله علیه و آله)ایراد فرمودند، حضرت زینب (علیها سلام)روایت فرموده است.

و ابن عباس با آن جلالت قدر و علو مرتبه در حدیث و علم، از آن حضرت روایت نموده و از آن حضرت به عقیله تعبیر می كند. چنانچه ابوالفرج اصفهانى در مقاتل می نویسد: ابن عباس خطبه حضرت فاطمه سلام اللّه علیها را از حضرت زینب سلام اللّه علیها روایت كرده و می گوید: حدثتنى عقیلتنا زینب بنت على علیهالسّلام

دقت كنیم كه حضرت زینب علیها السلام با اینكه دخترى خردسال (یعنى هفت ساله و یا كمتر) بود، این خطبه عجیب و غرّاء كه محتوى معارف اسلامى و فسلفه احكام و مطالب زیادى است را با یك مرتبه شنیدن حفظ كرده، و خود یكى از راویان این خطبه بلیغه و غراء می باشد.

 فصاحت و بلاغت:

كلمات و فرمایشات گهربار آن حضرت در خطبه هایى كه از آن حضرت روایت شده، خود قوی ترین دلیل بر كمال فصاحت و بلاغت آن بانوى بزرگوار می باشد. همان بانویى كه امام سجاد (علیه السلام) در حق ایشان فرمودند: «اَنْتِ بِحَمدِ اللّهِ عالِمَةٌ غَیرَ مُعَلَّمَة وَ فَهِمَةٌ غَیرَ مُفَهَّمَة» یعنى:

«اى عمّه! شما الحمد للّه بانوى دانشمندى هستید كه تعلیم ندیده، و بانوى فهمیده اى هستى كه بشرى تو را تفهیم ننموده است». ...

ادامه نوشته

ظهور صغری و ظهور كبری (از آيت الله مكارم شيرازي )

ظهور صغری و ظهور كبری (از آيت الله مكارم شيرازي )

   
 

در محضر آيت الله مکارم شيرازی ظهور صغری و ظهور کبری مطلب ديگری که لازم است در اين ايام به آن توجه پيدا کنيم سخنی است که در بعضی از نوشته هايم آورده ام وتمايل دارم که عمومی هم عرض کنم مخصوصا برای جوانان عزيز .

همانطور که برای حضرت مهدی عليه السلام يک غيبت صغری و يک غيبت کبری است يعنی درست مانند آفتاب وقتی می خواهد پنهان شود ابتدا قرص خورشيد پشت افق پنهان می شود ولی هوا نيمه روشن است و کم کم اين روشنايی برچيده می شود و تاريک می شود برای ظهورش هم يک ظهور کبری و يک ظهور صغری است مانند موقعی که آفتاب می خواهد طلوع کند قرص خورشيد هنوز پيدا نشده اما هوا نيمه روشن است و بعد خورشيد ديده ميشود مرحله غيبت ايشان در دو مرحله واقع شده است و ظهور ايشان هم ظهور صغری و هم ظهور کبری دارد در ظهور صغری توجه مردم بهحضرت مهدیعليه السلام زياد می شود و همه جا صحبت ازحضرت مهدیعليه السلام است و جلساتحضرت مهدیعليه السلام پرشور می شود و بحث های حضرت مهدیعليه السلام همه جا را می گيرد وضع طوری می شود که مردم تشنه می شود و آماده می شوند ما تصور می کنيم که در اين عصر و زمان ما ان شاء‌الله در بين الطلوعين ظهور حضرت مهدیعليه السلام قرار داريم .

 من فراموش نمی کنم پنجاه سال قبل موسساتی که به نام حضرت مهدی عليه السلام بود خيلی کم بود و کتاب هايی که درباره نوشته شده بود به اندازه امروز نبود و سخن ازحضرت مهدیعليه السلام به اين گستردگی نبود اگر کسی چهل يا پنجاه سال قبل مسجد جمکران می رفت در بهترين شب ها ده يا بيست نفر بودند اما الان صدها هزار نفر در بعضی از شب های حساس هستند ما به سوی طلوع کبرا پيش می رويم .

 اگر می خواهيم به آن ظهور کمک کنيم اين ظهور صغری را توسعه دهيم همين بحث های مختلف درباره حضرت را ميان جوانان و بزرگسالان و زنان و مردان و مسلمانان و غير مسلمانان توسعه دهيم و به اينترنت بکشانيم خلاصه با امواج نام حضرت مهدیعليه السلام را به همه دنيا برسانيم و اين ظهور صغری را پر رنگ کنيم تا نام حضرت مهدیعليه السلام در همه جلسات حضور پيدا کند من معتقدم اگر اين کار را بکنيم اين يک مصداق عملی دعای تعجيل فرج می شود .

نوشته شده در فصلنامه علمی -تخصصی ويژه حضرت مهدیعليه السلام سال دوم شماره پنجم پاييز ۱۳۸۱

شیعیان ما

شیعیان ما

ابي عبدالله بن بكير گويد: حضرت اباالحسن[امام موسي كاظم] (علیه السلام) فرمودند:
اي پسر بكير، به تو سخني را مي‌گويم كه پدرانم(علیهم السلام) مي‌گفتند: اگر در ميان شما به تعداد اهل بدر [ياران مخلص] وجود داشت، قائم ما قيام مي‌نمود. اي عبدالله، ما مردم را مداوا مي‌كنيم و مي‌دانيم آنها چگونه هستند. گروهي از آنان ما را با مهرباني تصديق نموده و جان خود را در راه ما مي‌بخشند؛ گروهي از آنان در قلب‌هايشان حقيقت آنچه را به زبان مي‌آورند، وجود ندارد و گروهي از آنان جاسوس‌هاي دشمنان ما هستند، سخن ما را گوش مي‌دارند و چنانچه به چيزي از دنيا طمع ورزند، بر ما از دشمنانمان سخت‌تر مي‌گيرند. و آنان چگونه روي شادماني را مي‌بينند در حالي كه وصف‌شان اين گونه است.
همانا حق را اهل و باطل را نيز اهلي است. اهل حق،  بي‌اعتنا به اهل باطل چشم به راه امر [حكومت] ما هستند از خداوند مي‌خواهند كه ديدار دولت ما را نصيبشان كند. آنها نه پرحرف و فاش كنندة اسرار؛ نه جفاكار و اهل ريا؛ نه خورندة اموال ما و نه طمع‌كار هستند، بلكه آنها بهترين امت، و نور تاريكي‌هاي زمين، و نور تاريكي‌هاي فتنه‌ها، و نور هدايت‌اند كه به واسطة ايشان كسب روشنايي مي‌گردد، از  دوستانشان منع خير نمي‌كنند و دشمنانشان در ايشان طمع نمي‌ورزند؛ اگر از ما به نيكويي ياد شود، شاد و خوشحال مي‌شوند و بشارت مي‌دهند و قلب‌هايشان با اطمينان و روي‌هايشان نوراني مي‌گردد، و اگر از ما به زشتي ياد شود، قلب‌هايشان بيزار و بدن‌هايشان لرزان و روي‌هايشان درهم كشيده گردد و ياري‌شان و نهان قلب‌هايشان را آشكار گردانند. قدم در جاي پاي ما نهادند، و به فرمان ما عمل نمودند؛ پارسايي را در سيمايشان تشخيص مي‌دهي، به غير آنچه مردم در آن قراردارند، مأنوس و مرتبط‌اند و نمايان‌ترين امم‌اند كه به واسطة ما به خدا پناه جسته‌اند، و خداوند ما را رحمت برضعيفان و عوام امت برانگيخته است، اي عبدالله، آنان شيعيان ما، و از مايند و آنان دستة ما و اهل ولايت ما مي‌باشند.

پي‌نوشت
:
٭ أبي الفضل علي الطبرسي، مشكاة الأنوار، چ3؛ بيروت، مؤسسه الأعلمي للمطبوعات، ص 70.

اهل مشرق در عصر ظهور

اهل مشرق در عصر ظهور

   
 
 پيامبر اكرم (صلی الله علیه و اله وسلم) فرمودند: گنجي در نزد شماست كه بر سر آن جنگي ميان سه نفر از فرزندان پادشاهان اتفاق مي‌افتد كه هيچ يك در آن به پيروزي نمي‌رسند. سپس از سمت مشرق پرچم‌هاي سياهي پديدار مي‌شود، آنها نبردي خواهند كرد كه هرگز مانند آن اتفاق نيفتاده است.

اشاره:
پيامبر اعظم(صلی الله علیه و اله وسلم) اسلام مجموعة تكامل‌يافتة فضائل همة انبياء و اولياي الهي در طول تاريخ و درخشان‌ترين كهكشان عالم وجود است كه هزاران منظومه و خورشيد درخشان فضيلت و كرامت را در خود جاي داده است، علم توأم با اخلاق، حكومت همراه با حكمت، عبادت همراه با خدمت به خلق، جهاد توأم با رحمت، عزت همراه با فروتني، روزآمدي توأم با دورانديشي و صداقت با مردم در عين پيچيدگي‌هاي سياسي از ويژگي‌هاي بارز پيامبر اكرم(صلی الله علیه و اله وسلم)  است.
جلوة آشكار و مظهر اسماي خداوندي، نمونة انسان كامل و سرآمد تمام پيامبران و ختم رسل است.
پيامبر رحمت و رأفت  دربارة ويژگي‌هاي ياران آخرين جانشين خود، يعني حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)  بياناتي دارند كه به اجمال به چند نمونه از آن‌ها اشاره مي‌كنيم.

در روايات رسيده از پيامبر اعظم(صلی الله علیه و اله وسلم) شاهد اسامي برخي از ملت‌ها و يا سرزمين‌هايي هستيم كه ظاهراً نقش خاصي را در آخرالزمان و هنگامة ظهور ايفا مي‌كنند و نيز ارتباط خاصي با امر ظهور و نهضت آن حضرت دارند. يمن، عراق، مصر، فلسطين، شام و ايران نمونه‌هايي از اين مناطق‌اند. در اين مجال نگاهي به رواياتي مي‌اندازيم كه متوجه اهل خراسان (ايران)اند؛ آنهايي كه در لسان روايات به «اهل المشرق» و يا «اهل الفارس» تعبير شده‌اند. قبل از بررسي اين احاديث، برخي از صفات و ويژگي‌هاي اين گروه كه هر كدام در روايتي ذكر شده است را بنگريد:
پيامبر اكرم(صلی الله علیه و اله وسلم)  مي‌فرمايند: آنها كساني هستند كه اگر دين در ثريا باشد مرداني از ايشان به سوي آن رفته و به آن دست مي‌يابند1، پس از من در [نوع] رابطه‌شان با اهل بيت من مورد آزمايش قرار مي‌گيرند2، سرسپردگان و پيروان حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) هستند3، مانند آهن محكم و استوار4، و مانند شير درنده، شجاع و مقاوم‌اند5، همة آنها بهشتي خواهند بود6.
نمونه‌هاي بسياري از اين احاديث در كلام مبارك پيامبر اكرم(صلی الله علیه و اله وسلم)  ديده مي‌شود، اما آنچه كه به عنوان نشانة اين گروه آمده است «رايات سود» يا همان پرچم‌هاي سياه رنگ است كه از مشرق ظهور مي‌كند. اينكه صاحبان اين پرچم‌ها چه كساني هستند و چه خواهند كرد سؤالي است كه جواب آن را در روايات جستجو كرديم:

كسي كه آنها را ياري كند خداوند را ياري كرده است، در غير اين صورت خداوند آنها را خوار و ذليل مي‌كند.

پيامبر اكرم(صلی الله علیه و اله وسلم) از بلاهايي كه به اهل بيت او خواهد رسيد ياد كردند تا آنكه فرمودند:
پرچمي از مشرق به رنگ سياه ظهور كرده كه هر كس آن را ياري كند خداوند را ياري كرده و هر كه آن را ياري نكند خداوند او را خوار و ذليل مي‌نمايد. تا آنكه صاحبان پرچم نزد مردي مي‌آيند كه هم‌نام من است. و او را امير خود مي‌گردانند و خداوند نيز او را تأييد و ياري مي‌كند.7
البته تعداد رواياتي كه در مورد «پرچم‌هاي سياه» وارد شده، متعدد و فراوان است و شايد اصل آن، يك حديث باشد كه به صورت‌هاي متعددي بيان شده است. اما آنچه كه پس از تحقيقات به آن رسيديم، مطمئن شديم كه اصل حديث متوجه آمادگي طايفه‌اي از خراسان براي پيروي و ياري حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)  است.8

هركه از آنها آگاهي يابد به سوي آنها برودو با ايشان بيعت نمايد.

آن حضرت مي‌فرمايند كه پرچم‌هاي سياهي از سمت مشرق پديدار خواهند شد كه دارندگان آنها دل‌هايي سخت‌تر و محكم‌تر از آهن دارند و هر كسي خبر آنها را بشنود بايد بهسوي آنها رفته و با ايشان بيعت نمايد، هرچند از روي يخ بگذرد.9
در اين روايات نام مبارك حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)  و نيز برخي از صفات ايشان هم آمده است:
حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، خليفةالله، هم در ميان آنهاست.
هرگاه ديديد پرچم‌هاي سياه از سمت خراسان ظاهر شده نزد آنها رفته هرچند از روي يخ بگذريد. خليفه‌الله، حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)  در ميان آنهاست.10

اگر كوه‌ها بر سر راهش قرار گيرند آنها را نابود مي‌سازد.

مردي از فرزندان امام حسين(علیه السلام) از سمت مشرق خروج خواهد كرد كه اگر كوه‌ها بر سر راهش قرار گيرند، آنها را منهدم كرده و از ميانشان راه مي‌گشايد.
روايات، حاكي از ظهور گروهي قدرتمند از مشرق‌اند كه به فرماندهي شخصي به نام شعيب بن صالح از قبيلة بني تميم است. وي با ياران سفياني نبرد كرده و آنها را شكست مي‌دهد تا آنكه وارد بيت‌المقدس شده و آمادة حكومت حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)  مي‌گردد. و از سمت شام توسط سيصد نفر نيز ياري مي‌شوند، بين خروج او (شعيب) و رسيدنحضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)  هفتاد و دو ماه طول مي‌كشد.12
در روايت ديگري آمده است:
فتنه‌ها شهر زوراء را فرا مي‌گيرد تا آنكه بسياري از زن‌ و مردها كشته مي‌شوند و اموال‌ها غارت مي‌گردد و چه تجاوزهايي كه به نواميس مردم صورت مي‌گيرد، خداوند رحمت كند كسي كه زنان بني‌هاشم را در آن روز پناه دهد كه آنان حرمت و آبروي من مي‌باشند... سپس مردي از قبيلة بني عقيم به نام شعيب بن حاصل خروج مي‌كند،‌ پرچم شعيب سياه و هدايت شده به نصر و ياري و كلام الهي بوده تا آنكه خود را به حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) مي‌رساند و ميان ركن و مقام با او بيعت مي‌كند.13

هر كه از او پيروي نمايد نجات يافته و هر كه از او تخلف كند هلاك خواهد شد
.
رسول خدا(صلی الله علیه و اله وسلم) مي‌فرمايند: قيامت بر پا نخواهد شد، تا آنكه قائم ما براي حق به اذن خداوند متعال قيام كند. هر كس از او پيروي كند نجات يافته و هر كس از او تخلف كند هلاك خواهد شد. به خاطر خدا، به هر شيوه‌اي هر چند از روي يخ بگذريد، نزد او برويد كه او خليفة خداوند عزوجل است.14
همان‌طور كه مشاهده مي‌فرماييد در اين احاديث تعبير به اين مضمون آمده است كه... ولو حبواً علي الثلج (هرچند از روي يخ بگذريد). اين تعبير در روايات، مختص به بلاد خراسان است.15

صاحبان پرچم‌هاي سياه جنگي خواهند كرد كه هرگز مانند آن اتفاقي نيفتاده است
.
پيامبر اكرم(صلی الله علیه و اله وسلم)  فرمودند: گنجي در نزد شماست كه بر سر آن جنگي ميان سه نفر از فرزندان پادشاهان اتفاق مي‌افتد كه هيچ يك در آن به پيروزي نمي‌رسند. سپس از سمت مشرق پرچم‌هاي سياهي پديدار مي‌شود، آنها نبردي خواهند كرد كه هرگز مانند آن اتفاق نيفتاده است (راوي گويد سپس حضرت چيزي فرمودند كه آنرا به خاطر ندارم) آن‌گاه فرمودند: هنگامي كه آن پرچم‌ها را ديديد به هر وسيله‌اي كه مي‌توانيد هر چند از روي يخ بگذريد خود را به آنها رسانده و با ايشان بيعت كنيد، زيرا او خليفة خدا حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است.16
البته قابل ذكر است كه روايات،‌ آغاز امر ظهور گروهي كه از مشرق برخاسته و خود را آماده و مهيا براي پيروي از آن حضرت مي‌كند، را مورد توجه قرار مي‌دهند و چيزي از ظهور خود آن حضرت از مشرق در اين روايات وجود ندارد. آنچه كه مشهور و متواتر است آن است كه حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در مكه ظهور خواهند كرد.

پي‌نوشت‌ها:

1. قرطبي، الجامع‌لأحكام القرآن، ج16، ص76؛ طبرسي، مجمع‌البيان، ج5، ص108.
2. كنزالعمال، ج11، ص124.
3. منتخب الاثر، ص304.
4. ينابيع المودة، ص491؛ بحارالانوار، ج51، ص84.
5. جمع‌الجوامع، ج1، ص1019.
6. كنزالعمال، ج4، ص299.
7. بحارالانوار، ج28، ص78.
8. كوراني، علي، معجم الاحاديث المهدي(ع)، ج2، ص390.
9. اثبات الهداة، ج3، ص596؛ ينابيع المودة، ص182.
10. ابن طاووس، ملاحم، ص53؛ ينابيع المودة، ص182.
11. منتخب الاثر، ص199؛ اثبات الهداة، ج3، ص614.
12. ملاحم ابن طاووس، ص49.
13. همان، ص137.
14. عيون اخبار الرضا، ج2، ص59؛ منتخب الاثر، ص204.
16. بحاالانوار، ج51، ص83.
رضاعباسپور
 منبع :سایت تبیان