آنچه او می خواهد
فرش زمین را برای آمدنت ستاره باران خواهم کرد
جریان گذاشتن این اسم روی وبلاگ رو امروز تصمیم گرفتیم که
به عنوان پست دوم بنویسیم تا اگه خدا بخواد از پست بعدی
فعالیت اصلی مون رو شروع کنیم . ![]()
سر کلاس نشسته بودیم داشتیم برای وبلاگی که به سفارش
معلم دینی مون قرار بود ساخته شه دنبال یه اسم میگشتیم
از هر گوشه و کنار کلاس یه اسمی شنیده می شد بعضی ها
مخالفت میکردن و بعضی ها ساکت ساکت بودند و داشتند نظر
های بچه ها رو میشنیدن ......... پریا هم پای تخته داشت اسم ها
رو می نوشت و منم داشتم اسم ها رو روی کاغذ برای قرعه
کشی آماده می کردم . قرار شد اسم ها رو توی کاغذ بنویسیم
و قرعه کشی کنیم و 2 تا اسم از توش در بیاریم و به انتخاب بچه
ها یکی رو از بین اون دوتا انتخاب کنیم !
تو همین بین معلممون گفت منم یه اسم میگم اگه خواستید :
( در انتظار عشق گمشده )
تا این اسم و گفت همه شروع به مخالفت کردن و اولی ش خود
من گفتم بیشتر شبیه یه رمان عاشقانه ست .........................
تا اینکه اسم ها رو نوشتیم و قرار شد مرضیه که یه جورایی سیده
دوتا اسم و انتخاب کنه.دوتا از کاغذ ها رو برداشت و داد دست من
اولی ش رد پای خدا بود و دومیش در انتظار عشق گمشده .......
همه ی بچه ها گفتند رد پای خدا که هیچ ربطی نداره پس فقط
موند در انتظار عشق گمشده که غیر از معلممون هیچکس موافق
نبود باهاش !
اصرار معلممون و مخالفت های ما یه جورایی باعث ناراحتی شد
به پیشنهاد معلممون دوباره قرعه کشیدیم ! مرضیه چشماشو بست
و دوباره دوتا کاغذ داد دست من . کاغذی که توی دست راستم بود
رو باز کردم و خوندمش واسه یه دیقه همه کلاس ساکت شد و هیچ
کس حتی پلک هم نمیزد .یه لحظه احساس کردم یه حضوری توی
کلاسمون هست که از ته دلش میخواد اسم وبلاگ همین باشه ...
همه ساکت شده بودیم و هیچ کس حتی اعتراض نکرد که چرا برای
بار دوم هم .................................................................................
معلممون خوشحال بود و سرتاپای همه ی بچه های کلاس تعجب!
کاغذها رو جمع کردم و یادگاری نگه داشتم و بالاخره اسم وبلاگمون
شد : در انتظار عشق گمشده !
پایدار باشید ![]()