فاطمه علیهاالسلام، راز آفرینش زن(2)
![]() |
فاطمه و حسن (علیه السلام)
حسن بُعد دیگر منشور فاطمه است. حسن شیر صبر از جان مادر نوش كرده است.
حسن بلوغ بردبارى فاطمه است. پارههاى سرخ جگر فاطمه است كه بر طشت مىریزد.
حسن در تداوم سكوت على و مظلومیت فاطمه است كه صبر مىكند. حسن از مادر آموخته است كه جز به مصلحت اسلام نیندیشد.
حسن از مادر آموخته است كه چگونه تخم انقلاب بنشاند.
حسن «استعد لسفرك» را از دستهاى مادر به ارمغان گرفته است.
حسن خروش در مقابل پسران طلقا را طنین از فریاد مادر گرفته است.
حسن از مادر آموخته است كه حتى در دعا و استغفار هم «الجار ثمالدار» را در نظر داشته باشد.
حسن به استدلال «امامتنا امانا من الفرقه» فاطمه است كه امام است و براى «نظاما للمله» است كه طاعت مىطلبد.
فاطمه به عنوان تمامیت حسین (علیه السلام)
فاطمه بنیانگذار قیام حسین است. اوج طنین خروش حسین است، حسین در منا از حنجره مادر، فاطمه فریاد مىكشد.
فاطمه آمیزه شكوهمند مظلومیت و فریاد حسین است.
فاطمه انگیزه غرورآمیز صبر حسین است، فاطمه حضور خدا در عاشوراست.
فاطمه ظهور جلوه حق در كربلاست.
فاطمه یقظه حسین است، جذبه حسین است.
فاطمه رغبت حسین براى لقاى معشوق است. در كربلا فاطمه است كه نوهها را داماد مىكند. فاطمه است كه قلب دشمن را با دوست پیوند مىدهد.
فاطمه حلاوت شهادت است. حسین والى فاطمه است در كربلا و منادى اوست در عاشورا .
شیر فاطمه است كه در وجود حسین مىخروشد و خون فاطمه است كه از حنجره حسین مىجوشد.
فاطمه قدرت گامهاى حسین است. جوهر فریاد حسین است. حسین، علىاكبر را به یادواره فاطمه به میدان مىفرستد. در شهادت برادر، فاطمه است كه در قامت حسین مىشكند. حسین تبلور فاطمه در عاشوراست. انى لا ارى الموت ... یادگار فاطمه است بر قلب حسین. حسین فاطمه محض است و فاطمه، حسین محض و حسین بى فاطمه ...
فاطمه و زینب (سلام الله علیها)
زینب، فاطمه كربلاست و تجلى فاطمه در زینب عاشوراست.
در كربلا زینب رسول فاطمه است.
خلیفه تام فاطمه است. پیام فاطمه را مىخواند. حضور فاطمه را فریاد مىكشد.با هر جنازهاى كه بر دست مىگیرد قطرهاى از جام صبر فاطمه را مزمزه مىكند.در بارگاه یزید زینب به تداعى خطبه مادر در مقابل دشمنان پدر خطبه مىخواند.در كربلا زینب محبت مادر را در جان برادر مىریزد. زینب یادگار مادر را پاس مىدارد.
در شام، فاطمه است كه بر ترحم، زهرخند مىزند و صدقه را خشم مىكند و بر پاى دشمنان برادر، زنجیر لعن مىافكند. و همچنان كه جسارت را بر على تحمل كرده بود بر فرزندان خویش به جان مىخرد. چشمان زینب در زیر دستهاى محجوب فاطمه به خواب رفته است. زینب با بوسه محبت فاطمه چشم از خواب گشوده است.
سید مهدى شجاعى
