مهدي، موعودي جهاني و نه قومي و نژادي

انديشه‌ مهدويت منحصر به شيعيان و يا مسلمانان نيست؛ بلكه همه يا اغلب اديان و مذاهب موجود در جهان، به گونه‌اي به "موعود" باور دارند. و يا دست‌كم آنچه كه مسلّم و قطعي است، متون ديني و معارف ديني اديان ابراهيمي به اين مسأله تصريح كرده‌اند. در زيارت‌نامه‌ امام زمان، در مفاتيح الجنان، چنين مي‌خوانيم: «سلام بر آن مهدي كه خداي عزو جل به همه‌‌ امت‌ها وعده داده است كه به وسيله‌ او سخنان و انديشه‌ها را متحد كند و پريشاني را از ميان بردارد و زمين را پر از عدل و قسط نمايد». (مفاتيح الجنان، زيارت حضرت صاحب الامر، ص 701). ملل و اقوام مختلف در اصل اعتقاد به ظهور يك منجي در آخرالزمان تقريباً اتفاق نظر دارند و هر كدام بر اساس فرهنگ خود نامي بر آن نهاده‌اند. هر چند درباره‌ مصداق او، ويژگي‌هاي شخصيتي او، چگونگي ظهور او، مشخصات دوران حضور او و هدف او اختلافات زيادي ميان مسلمانان و ديگران وجود دارد.

اما آنچه را كه مي‌توان به عنوان تفاوتي آشكار ميان انديشه‌ مهدويت در نزد شيعيان و اين انديشه‌ در ميان ساير ملل و اقوام مشاهده كرد، اين است كه اين انديشه در نزد شيعيان يك انديشه‌ جهاني و نوعي فلسفه‌ جهاني است. به اين معنا كه مهدي در انديشه‌ اسلامي، اختصاصي به امت خاصي ندارد. قيام و دعوت او قيام و دعوتي جهاني است و نه قومي و قبيله‌اي و نژادي. او براي نجات بشريت مي‌آيد و نه براي سروري دادن نژاد و قومي خاص. او ياور مظلومان است و هدفش ظلم‌ستيزي و عدالت‌گستري است؛ به تعبير ديگر، ويژگي بارز انديشه‌‌ مهدويت در نزد شيعيان اين است كه مهدي را موعودي جهاني با هدفي جهاني و برنامه‌اي جهاني دانسته و او را مخصوص قوم و قبيله يا دين و مذهب خاصي نمي‌دانند. ريشه‌ اين اعتقاد هم در خود اسلام و تشيّع به معناي واقعي كلمه‌ نهفته است. زيرا اسلام و دعوت اسلامي، دين و دعوتي جهاني است و تشيّع به معناي حقيقي كلمه‌ همان اسلام ناب است. و انديشه‌ مهدويت كه در تشيع مطرح است، در حقيقت انديشه‌اي برآمده از متن اسلام و حاكي از جهاني انديشي اسلام و برنامه‌ريزي آن در جهت جهاني‌سازي عدل و صلح و صميميّت و معنويت است.

پس اگر چنين است، نبايد اجازه داد كه همچون برخي از اديان و مكاتب ديگر، اين انديشه به شكل يك انديشه‌ قومي و قبيله‌اي توصيف شود. به تعبير شهيد مطهري نبايد اين انديشه بلند و جهاني را به شكل يك "آرزوي كودكانه" و قومي و قبيله‌اي ترسيم كرده، آن را تا سطح فردي كه مي‌آيد به قصد انتقام‌گيري و كينه‌توزي پايين كشانيد. "گويي حضرت حجت فقط انتظار دارند كه كي خداوند تبارك و تعالي به ايشان اجازه بدهند كه مثلاً بيايند ما مردم ايران را غرق در سعادت كنند يا شيعه را غرق در سعادت كنند، آن هم شيعه‌اي كه ما هستيم كه شيعه نيستيم". (مرتضي مطهري، مهدي موعود: در مجموعه آثار، ج 18، صص 181 - 180). چنين تصوير و تفسيري از مهدويت بسيار شبيه تفسير يهوديت از منجي موعود است. توضيح آن كه،‌ موعود پاياني يهوديان، كسي است كه مي‌خواهد قوم يهود را نجات دهد و آنان را از سختي و فلاكت برهاند. يهوديان در سراسر تاريخ محنت‌بار و پر از رنج و سختي خود، همواره به اميد ظهور "مسيحا" همه‌ انواع تحقير و شكنجه را تحمل كرده‌اند. آنان معتقدند كه در آخرالزمان منجي و موعودشان خواهد آمد و آنان را از ذلت و درد و رنج رها خواهد ساخت و قوم يهود را فرمانرواي جهان خواهد كرد .

منبع : http://www.he.ictrad.com/m12.html

نوشته شده توسط : مهسا براتی